ابزار
نقشه سایت
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
آمار بازدیدکنندگان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده


  
چه باید کرد ؟! -شمارۀ 2(به تاریخ 15/11/87)
سید علی میرباقری   ۱۳۸۷/۱۱/۱۵
رویدادها و مسائل اجتماعی سالهای اخیر در کشور عزیزمان ایران , رویدادهایی خلق الساعه و منفک و جدا از سایر موضوعات و مسائل , نبودنند که بتوان بصورت مجزا و انتزاعی , مورد مطالعه و بررسی قرارداد , به بیان دیگر , واقعة جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران و حوادث پیرامون آن , استقرار ریاست جمهوری بنی صدر و دولت های بعدی , ریاست جمهوری حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی و در نهایت دکتر احمدی نژاد , عمل ساخت یافته و متولد شده است که نطفة آن در یک نظام و ساخت روابط متقابل اجتماعی بسته شده است که از طریق سازمانی کاملاً نظام وار و سلسله مراتبی , در شرایط مناسب خاص زمان خویش رشد یافته و در موعد مناسب اجتماعی بروز کرده است .

            بنام خدا                                         

 

چــه بایـد کـــــرد؟!    مقالۀ 2

 

رویدادها و مسائل اجتماعی سالهای اخیر در کشور عزیزمان ایران , رویدادهایی خلق الساعه و منفک و جدا از سایر موضوعات و مسائل , نبودنند که بتوان بصورت مجزا و انتزاعی , مورد مطالعه و بررسی قرارداد , به بیان دیگر , واقعة جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران و حوادث پیرامون آن , استقرار ریاست جمهوری بنی صدر و دولت های بعدی , ریاست جمهوری حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی و در نهایت دکتر احمدی نژاد , عمل ساخت یافته و متولد شده است که نطفة آن در یک نظام و ساخت روابط متقابل اجتماعی بسته شده است که از طریق سازمانی کاملاً نظام وار و سلسله مراتبی , در شرایط مناسب خاص زمان خویش رشد یافته و در موعد مناسب اجتماعی بروز کرده است .

       دولت بنی صدر در شرایط استقرار دولت موقت امکان تولد نداشت و برنامه ها و اهداف و سازمان و ساختار دولت سازندگی , هرگز امکان بروز و ظهور در زمان دولت آقای میر حسین موسوی را نمی یافت , دولت سازندگی , محصول شرایط قبل از خود و عوامل اجتماعی و تغییرات اجتماعی پس از جنگ تحمیلی است و اگر حضرت آیت الله هاشمی هم رئیس جمهور نمی شدند فرد دیگری با همان ویژگی , دولت مشابه دولت سازندگی را از رحم جامعة آن روز این سرزمین با رویکرد سازندگی و توسعه اقتصادی متولد میکرد ایضاً دولت اصلاحات، حاصل شرایط و تغییرات بنیادی اقتصادی و اجتماعی دوران توسعة اقتصادی بود که قرعة آن بنام آقای سیدمحمد خاتمی ثبت شد .

      ظهور دولت اصلاحات با رویکرد توسعة بیشتر سیاسی تا اقتصادی و ارزشی و بدون توجه به عدم تسلط خود بر اهرم های قدرتمند سیاسی و اجتماعی و دینی و سنتی موجود در جامعه و اصرار و پافشاری گروهها و احزابی رادیکال , در شکستن تابوهای عینی و ریشه دار , عاملی شد که بطور خیلی طبیعی نظمی که ناشی از روابط متقابل و متعادل و فعل و انفعال اعضاء و اجزاء جامعه با یکدیگر بود , دچار اختلال شود و از میان کشمکش ها و بگو مگوهای حوزه های مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی , دولتی غیر منتظره با رویکردی غیر از رویکرد های دولت های گذشته از بدو پیروزی انقلاب تا دولت سیدمحمد خاتمی , پا به عرصه وجود بگذارد .

 

       متأسفانه اندیشة مرسوم نخبگان جوامع سنتی و جهان سومی در تحلیل وقایع اتفاقیة سیاسی و اجتماعی و بخصوص عقب ماندگی ها و واپس گرایی جامعه , اول از همه , تبرئة خود و گروه اجتماعی وابسته به خود است و سپس نگاه همة بدبختی ها و گرفتاریهای سیاسی جامعه را در استبداد و استعمار و دست بیگانه از طریق گروه رقیب خلاصه می کند , بدون اینکه حتی چگونگی رشد و نمو واقعیاتی عینی و ذهنی , مثل تولید استبداد و استعمار و دست های خارجی و دشمن را در قالب های اجتماعی جامعه خویش , جستجو و تأمل نمایند .

جهان سوم و از جمله ما ایرانی ها عادت داریم تمام نارسائی های اجتماعی خود را در استبداد و استعمار ببینیم و ریشه استبداد را هم نیز در خود خواهی های فردی , و خودپسندی و بی تقوایی و قدرت طلبی افراد و گروهها , تحلیل و توجیه نمائیم , یعنی اینکه یک پدیدة اجتماعی که تولد و رشد و استمرارش با وجود دیگر پدیده های اجتماعی و رفتار اجتماعی و فرهنگ گذشته و حال پیوندی عمیق دارد را در یک امر اخلاقی فردی و عنصر خارجی خلاصه می کنیم , در حالی که بیان منطقی و تبیین و تفسیر درست از روابط اجتماعی و تصویر کردن جامعه در کل و فهم کارکرد اجزاء آن و کلیت اجتماع , کاری پیچیده تر از نگرش یک بعدی , سطحی و عامیانه است , موضوعی که نیازمند یک کارفکری سنگین و بازسازی ظریف فکری و فرهنگی و اجتماعی است که بتواند در یک تعامل و رابطه ارکانیکی و کاملاً غیرمکانیکی , ساز و کار توفیقات اقتصادی و سیاسی و دفاعی نیروهای انسانی و مادی جامعه را تحلیل و تبیین نماید , مگر نه اینکه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی , هر دولتی دولت قبل از خود را , بی برنامه , تک بعدی , غیر ارزشی و حتی در مباحثی وابسته قلمداد کرده است و متأسفانه علیرغم وجود برنامه های توسعه سیاسی -  اقتصادی و چشم انداز ،معمولاً هر دولتی راه خود را رفته است و اقدامات عظیم گذشته را حداقل اگر تخطئه نکرده , بی توجهی کرده است .

       بنابر این مهمترین و اصلی ترین کاری که در ایران باید اتفاق بیفتد بازسازی فکری و تولید تحلیل منطقی و مدل های تحلیلی واقعیت های اجتماعی حداقل برای روشنفکران و اندیشه سازان و تولیدکنندگان فکری و فرهنگی و سیاسی است , تولیدکنندگانی که خود تولیدشده تارو پود اجزاء و کلیت نظام اجتماعی حاکم بر جامعه هستند و در یک رابطه ارگانیکی , هم از جامعه تأثیر می پذیرند و هم تأثیر می گذارند و چه بخواهیم و چه نخواهیم واقعیت این است که تولید کنندگان فوق , خود بخشی از اجزاء واقعیت های اجتماعی جامعه ایران هستند .

       نخبگان فکری و سیاسی جامعه از هر گروه و صنفی اولاً باید بپذیرندکه خود بخشی از واقعیت موجود هستند و در هر شرایطی در مجموعه ای از قواعد هماهنگ با کارکرد متقابل و انضباط سازمانی و ارگانیکی , عاملی ژرف و عمیق در ایجاد واقعیت حاکمیت اجتماعی موجود بوده اند و نمی توانند و نباید خود را ذی مدخل ندانند , ثانیاً قدرت سیاسی و یا زندگی اقتصادی تابع اخلاق حاکمان و یا ثروتمندان و دولتمردان نیست , بلکه از ساز و کار خاصی تبعیت می کند که در مجموعه ای از قواعد هماهنگ با کارکرد متقابل بین اجزاء مختلف اجتماعی و کلیت متشکل از مجموعه عناصر و اجزاء اجتماع , تولید می شود , بنابر این روشنفکر و اصلاح گر , باید این قوانین و روابط را بشناسد تا با تغییر مستمر و پیوسته ولی با ثبات , در یکی از عناصر , موجب تغییر در عناصر دیگر گردد.

       اصلاح طلبان و سنت گرایان محافظه کار و رادیکال , باید این واقعیت را بپذیرند که موجودی های هر جامعه در هر زمینه ای , برخواسته از مفهومی است که دارای ویژگیهای یک نظام به معنای علمی و آکادمیک است , یعنی اینکه واقعیت قدرت سیاسی در ایران , متشکل از اجزاء و عناصری است که با یکدیگر ارتباط متقابل دارند , و از طرف دیگر کلیت اجتماع متشکل از مجموع عناصر بصورت جمع جبری نیست , و ارتباط متقابل عناصر و اجزاء با هم , کلیتی را نتیجه می دهد که حتماً تحت قوانین و ضوابطی خاص عینیت پیدا می کند و روشنفکر باید این قوانین را و روابط را بشناسد تا با تغییر مستمر و پیوسته در یکی از عناصر موجب تغییر در عناصر دیگر گردد , البته باید توجه داشت که هر ساختار و نظامی بر اساس ظرفیت های اسمی و عملی خود با دیگر عناصر و اجزاء سازمانی و کلیت خود ارتباط و تعامل می کند و اگر تصادفاً و دفعتاً بصورت بیش از ظرفیت های کارکردی تغییری در روابط عناصر و اجزاء آن ایجاد شود جامعه به نقطة بحران و اخلال در عملکرد می رسد و یا بصورت اتوماتیک و خودکار به شرایط عادی خویش بر می گردد یا کلیت نظام از هم می پاشد .کارکردی که در زمان قبل از انقلاب با سرعت توسعه در حوزه های اقتصادی , بدون توجه به ظرفیت های حوزه های سیاسی و اجتماعی , حداقل یکی از عوامل بروز انقلاب اسلامی شد و سرعت توسعة حوزه های سیاسی , در دولت اصلاحات خاتمی , بدون هماهنگی با سایر حوزه ها , دلیل تنش های حاد ساختاری در سایر حوزه ها گردید .

فلــذا , انتظار می رود , نظام جمهوری اسلامی در سن سی سالگی خود و بعد از تجربیات مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی با نگاهی به اجزاء مختلف درونی در تمامی حوزه ها و در چهارچوبی سیستمی با نظام بین الملل , از عملکرد یک بعدی , سطحی و عامیانه خارج شود و با یک کار فکری سنگین و بازسازی ظریف فکری و فرهنگی و اجتماعی , به تعادل و تعامل قابل قبولی با خود و اجزاء اجتماعی درون خود و نظام جهانی , برسد , انشــاء ا . . .

                                                                      *  سیدعلی میرباقری

                                                     

 


طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام