ابزار
نقشه سایت
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
آمار بازدیدکنندگان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده


  
به کجا می رویم!؟
سیدعلی میرباقری   ۱۳۸۸/۱۰/۰۸

سال ها در دولت سازندگی ، وقت وانرژی و هزینه های گزاف و غیر قابل جبران گذاشتیم تا در کشور توسعه اقتصادی ایجاد کنیم . اما هنوز در ابتدای راه بودیم که قابلۀ اصلاحات آن را سقط کرد و توسعه سیاسی را با تبلیغات و سرو صدا های فراوان براه انداختیم .هنوز در مقدمه توسعه سیاسی بودیم که به هر دلیلی حساسیت های سنتی و محافظه کاری و بعضاً خاص و ویژه بر انگیخته شد و تیر بلا از هر سو بر سر توسعه سیاسی باریدن گرفت تا بالاخره آن را زمین گیر و ویلچر نشین نمودیم و  عدالت را نارس متولد کردیم ! بعد هم پشت به جلو کردیم و عقبی براه افتادیم تا مسیر مدیریت و توسعه کشور را فقط با نگاه به گذشته ، تحلیل و مدیریت کنیم.
هم در سازندگی و هم در اصلاحات و هم در عدالت ، فرصت های مکرر مهم سازندگی و توسعه کشور را به کاستی و فرسایش های تباه کننده و نابود کننده بدل کردیم . با لجاجت تمام ، اعتماد ملی ،وحدت ، امنیت ، اعتبار و اقتدار سیاسی نظام و کشور را در مناسبات داخلی وخارجی آسیب پذیر و ضربه پذیر ساختیم ! در همه دوران با معضلات و گرفتاری های کشور ، بصورت مصداقی و جزئی و جزمی برخورد کردیم .عیوب و نواقص و اشکالات ریشه دار و مزمن را  بدون اینکه با همفکری هم به فکر حل آن باشیم به گردن یکدیگر انداختیم . نگرش مان به مسائل کشور و مردم ، جزئی ، بخشی و منفعل ، روزمره ، مقطعی و کاملاً غیر جدی شد، دم از رتق و فتق مسائل کلان بین المللی و منطقه ای زدیم، بدون اینکه در حل مسائل کلان و ملی کشور به اجماع ملی رسیده باشیم.
آنقدر ضعیف مدیریت کردیم که یک دفعه  BBC Persianو VOA ، توانستند کشور را بهم بریزند یا اینکه ذهنمان آنقدر کوتاه و علیل شده که عامل شورش و اعتراض را دو کانال تلویزیون خارجی ، تحلیل کردیم ، در هر دو صورت باید به مردم و انقلاب اسلامی ایران و مدیریت کشور بر بخورد !
 منافع و مصالح ملت ، در آتش نزاع های بی تدبیری پیش و پس از انتخابات در حال دود شدن است و رشد و توسعه و افتخار و شکوه ملی در فراق وحدت و همدلی ، در حال ذبح شدن ! تردیدهای ناشی از انتخابات و عدم حل اصولی آن ، تبدیل به زخمی چرکی و مزمن شده است که هر آن ممکن است سرباز کند و تخم کینه و عدوات بکارد .اکثر عناصر وابسته به دولت در هر جایگاه و موقعیتی ، جدای از بی تجربگی و کم تخصصی، دچار خودشیفتگی ، خود محوری و خود معیار بینی شده اند. اقدامات فرا قانونی و مصلحت اندیشی های سلیقه ای از دریچه های باندی و محفلی ، آسیب های گسترده ای را به کارآیی و توانایی مطلوب و مناسب نظام اجرایی کشور وارد ساخته است و جامعه در آستانه بروز فاجعه های گوناگون ملی و محلی است .
 
اکنون بعد از سی سال تلاش مستمر و پایداری مثال زدنی ملت نجیب ایران و هزینه های مادی و معنوی بسیار ،نه به توسعه اقتصادی رسیدیم ! نه توسعه سیاسی را بزرگ کرده ایم و نه عدالت افلیج را درمان کرده ایم! اشکال کار کجاست !؟ مقصر چه کسی است !؟ چه کسی پاسخگوی این همه سال صرف انرژی و هزینه های غیر قابل جبران در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است؟
چرا بعد از سی سال نیاموخته ایم که اداره کردن کشور با مدیریت کشور فرق اساسی و بنیادی دارد؟اداره کردن بسیار آسان و سهل است اما مدیریت کردن کار بسیار حساس، ظریف ، پیچیده و کاملاً فرایندی تخصصی و علمی است ! چرا مدیریت کشور را در  حوزه اندیشه و خرد جمعی ، صیقل نمی دهیم و عرصه های اجتماعی و افکار عمومی را دست کم می گیریم !؟ چرا اجازه نمی دهیم طرح ها و حرف های خوب در حوزه  های سیاسی و اجتماعی جامعه  نمو و ظهور پیدا کند و یا  نمی گذاریم عملیات مدیریتی  کشور از مجرای اندیشه و خرد جمعی به نتیجه مطلوب برسد ؟!
بعد از سی سال سعی و خطا هنوز ضرورت همکاری و هم اندیشی با هم را در نیافته ایم و نمی دانیم خرد جمعی و همکاری تعاملی فی ما بین نیروها ی داخل نظام ، بزرگترین و عظیم ترین انرژی برای توسعه کشور است. متاسفانه عصر تکثر و تنوع فکری درجهان هم هیچ تاثیرقابل توجهی بر سیاست ها و اجتماع ایران نگذاشته و ایران و ایرانی همچنان در سه راهی خود ساختۀ اقتصاد و فرهنگ و سیاست ، حیران و سر گردان مانده است که چه کند !؟
امروز با افتخار ، گریز از کار جمعی و ناتوانی در کشف فصل مشترک تنوع ها و تکثر های داخلی را برجسته می کنیم و در عالم سیاست و مدیریت کشور هیچ کس ، هیچ احساس نیازی در همکاری و همفکری با دیگری نمی کند.
جریان سوم ، اصلآً حاضر نیست حرف های  جناح راست را بشنود و هر دوگروه هیچ تمایلی به هم نشینی با اصلاح طلبان را ندارند! ادعا داریم که مشکلات جهانی، را ه حل ایرانی دارند و مشکلات ایران را می خواهیم با اقدامات جهانی حل کنیم . می گوئیم صلح و ثبات جهانی ،تنها و تنها بدست ما فراهم می گردد در حالیکه نتوانسته ایم بعد از این همه سال ، صلح و ثبات داخلی خود را حل و فصل نمائیم!
واقعیت موجود جامعه ایران این است که واقعاٌ اوضاع خوبی نداریم ،اقتصاد ایران روز به روز لاغرتر و ورشکسته تر می شود ! آمار رسمی بانک مرکزی گویای این واقعیت تلخ است که در زیر پوستة اقتصادی کشور ، اتفاقات خوبی در شرف انجام نیست !
استاد مبادله بانکی در 5 ماهة اول سال 88 ، در مقایسه با مدت مشابه سال 87 ، کاهش نزدیک به 50% را نشان می دهد ، تعداد چک های برگشتی مبادله شده در مدت فوق بر اساس اعلام بانک مرکزی ، در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته افزایشی معادل 40 % را نشانه رفته اند . آژیر بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، در آخرین گزارش اخیر خود ، کاهش 8/45 درصدی صدور جواز تأسیس واحدهای صنعتی جدید در سال 87 را فریاد می کشد ، عقربه های سرمایه گذاری تأسیس واحدهای صنعتی جدید در سال 87 ، کاهش 3/34 درصدی را علامت زده اند ، زیرا طبق آمار رسمی در سال 87 ، 105 هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری صورت گرفته است ،در حالی که در سال 86 سرمایه گذاری صورت گرفته 160 هزار میلیارد تومان بوده است !
لشگر فقرای ایران هر روز پر شمارتر و گسترده تر می شود ، مرکز آمار ایران اعلام کرده است 70% خانوارهای ایرانی ، کمتر از 450 هزار تومان درآمد دارند و این در حالی است که تدوین گران نقشة فقر کشور ، خط فقر مطلق تهرانی ها را در سال 88 ، درآمد 850 هزار تومان در ماه پیش بینی کرده اند ، فلذا بدین ترتیب 70% خانواده های ایرانی زیر خط فقر قرار دارند .
نگرش ها و برداشتهای غنی دینی و ملی ، سطحی و ظاهری شده است و فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی  در حال وارونه شدن است ، تا جایی که رسماً بعضی ها به خودشان اجازه می دهند ، تک جنسیتی شدن دانشگاهها را مطرح کنند و خیلی هم واکنش منطقی و کارشناسی جامعه را بر نمی انگیزاند .
همه داریم به هم تعارف می کنیم ، ولی به روی خودمان نمی آوریم . همه به هم دروغ می گوئیم ، اما هیچکدامیک ناراحت نمی شویم ، همه می بینیم که آب بی اعتمادی و دروغ و ریا و تزویر و اختلاف تا عمق پی وارکان ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه  رسوخ کرده است و مشکلات بزرگ و خطرات جدی دارد گریبانمان را می درد . اما هیچ یک نگران نمی شویم و خم هم به ابرو نمی آوریم !
به نظر می رسد که همه ارکان و اجزاء جامعه و همة گروهها و افراد به نوعی با هم توافق کرده اند که از شرایط موجود بدون حس رضایت،ابراز رضایت کنند .
زور مداری و قدرت طلبی ، زیاده خواهی و بی عدالتی ، بی اعتمادی و نا امنی ، بخشی از فضای حاکم سیاسی کشور شده است. دروغ و پنهان کاری و رمز و راز، قسمتی از روابط بین فردی و اجتماعی مردمان جامعه را شکل داده است .درحوزه قدرت سیاسی کمتر کسی حاضر است که منافع خود را فدای منافع و رستگاری مردم و ارزش های دینی و اخلاقی جامعه نماید .
قانون را ، فقط برای معترضان و مخالفان خود دیکته می کنیم در صورتیکه دوستانمان ، توجهی به ارکان و اجزاء آن ندارند ولی میدانیم که  عقلاً و منطقاٌ قانون لازم رعایه برای همه است . قانون فاقد ویژگی و کار کردی است که جامعه از آن انتظار دارد ، چون محصول توافق و تفاهم گروههای مختلف اجتماعی نیست ، و احزاب سیاسی و افراد جامعه ، ارزشها و منافع خود را در آن ملاحظه نمی نمایند . نهاد پارتی بازی و رابطه بازی ، شکل حاد و بدی بخود گرفته است  و به نظر میرسد از نهادهای رسمی کشور قوی تر و عملیاتی ترعمل می کنند. تبلیغ می شود که منتقدان به وضع موجود ، باید قانونی رفتار کنند و مطابق با ضوابط و مقررات موجود کشور عمل کنند ، اما گفته نمی شود که چرا بخشهایی از حاکمیت با آنان غیر قانونی و غیر منطقی رفتار می کنند !
فضای سیاسی کشور دچار یک بام و دو هوا است و در عمل اصالت را به سیاست ها  داده ایم نه منافع ملی کشور . رفاه و امنیت و توسعه عمومی تبدیل به هدف هایی فرعی و غیر اساسی شده است و گویی شناخت و تعریفی از منافع ملی نداریم.
سیاست را بر فکر و اندیشه و مدنیت و اخلاق و دین و وجدان مقدم کرده ایم و همه چیز را می خواهیم در دایرة سیاست، آنهم با نگاه جزمی خودمان ارزیابی و تحلیل کنیم ! بین سیاستمداران و مجریان و مدیران ، شکاف برجسته و معنی داری در ساختارهای محیطی و اجتماعی و ارزشی و دینی امان مشاهده می شود !
فصل الخطاب های قانون در جامعه ، با تردید مواجه شده است ، اظهار نظر علمای دین و فرهیختگان و دلسوزان کشور ، مورد ناسپاسی و قدر ناشناسی قرار می گیرد و هیچ تأثیری در بسترهای اجتماعی و سیاسی نمی گذارد. اختیارات قانونی مسئولان با سایش و فرسایش مزمن و خطرناکی روبرو شده است . نقادان منصف ، حق گویان دین مدار ، حق طلبان مؤمن و واقع بینان کارشناس و آگاه ، جیره خوار و بیگانه پرست و بر انداز جلوه می کنند و در عوض نان به نرخ روز خورها و فرصت طلبان بی ریشه و چاپلوسان ریا کار و دروغ گو ، هر کاری می کنند تا ثروت و قدرت بیشتری را جستجو کنند. بی ثباتی در امور سیاسی و اجرایی ، عزل و نصب های نسنجیده و مکرر و خسته کننده ،اختلافات سیاسی وحزبی، همه چیز را با آشفتگی و تنش و بحران و خسارت روبرو کرده است ، خردورزی ، دور اندیشی ، و رعایت موازین سیاسی واخلاقی متاع نایاب و کالایی کمیاب شده است.
 
جامعه، حیات انسانی و ارگانیک به هم بسته و سیستمی خود را از دست داده است و باز تولید آن جدائی  حاکمیت سیاسی از فضای عمومی شده است . ارزش های تولیدی جامعه همه مصنوعی و غیر استاندارد شده اند و حاکمان سیاسی ، دم از اخلاق سیاسی و لزوم رعایت قانون می زنند اما خودشان بی توجه به اخلاق و ضوابط قانونی و معنوی عمل می کنند!
کشور بهم ریخته است ! هر کسی کار خودش را می کند ، هر کسی از ظن خود و در حوزة خود و بر اساس منافع خود حرفی می زند و کاری هم ندارد که تأثیر آن در کل سیستم حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور چیست ،محیط های طبیعی و انسان سازدر حوزه اجتماعی و سیاسی ،به محیط های مصنوعی تبدیل شده اند.همگی منافع و حیات سیاسی خود را در درگیری و دعوا و اختلاف جستجو می کنندو یک اختلاف نظر کوچک را با بی تدبیری ،به شکاف اجتماعی بزرگ تبدیل می کنند ! به نظر می رسد اقدامات در اجرا فاقد درک عمیقی از انقلاب ، اهداف و شعارهای رهبری و راهبرد کلی نظام جمهوری اسلامی است. هر اعتراض و انتقاد دلسوزانه ای را با انگ توطئه و ارتباط با بیگانه و بی توجهی به مصلحت ، به مسلخ سیاست می برند !
مطبوعات و رسانه ملی وابسته شده اند ، تولیدات خبری و اندیشه ساز با سفارش مراکز قدرت بسته بندی می شوند. خلاقیت ها و نو آوری ها ، محدود و یا نابود شده اند ، حرف نو زدن و خارج از کلیشه های تنظیمی ، حرفهایی عبث ، غیرقانونی و غیر قابل تحمل است !
دانشگاهها برای تولید محصولات فکری وعلمی، رقابتی با هم ندارند و هیچ چالش وتضارب   افکار و اندیشه ای در حوزة تولید اندیشه ایجاد نمی کنند! همه چیز را در تهران متمرکز کرده ایم و سالهاست  که با فروش فضاهای  شهر تهران ،در تلاشیم تا کل جمعیت کشور را در تهران و اطراف آن ساکن کنیم ، بدون اینکه عواقب سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و زیستی آن را اندیشیده باشیم .
سیستم آموزشی کشور سالهاست که با هزینةملت ایران ، برای غرب ، نیرو و متفکر و محقق تربیت می کند ! نخبه و متخصص در ایران و در فضای حاکم موجود احساس خبرگی و مولد بودن نمی کند.کسی به اهل نظر و اندیشه توجهی ندارد ، حریم ها شکسته شده است ، بچه ها مدعی بزرگ ترها  شده اند بدون اینکه حرمت نگه دارند! اصیل ها را از جایگاه اصلی شان جدا کرده اند و کسی آنها را به حساب نمی آورد !
دیپلماسی بین الملل کشور  سالهاست تمام تخم مرغ هایش را در یک سبد چیده است و آنهم سبدی که سابقه تاریخی خوبی نه در ایران که در سراسر تاریخ روابط بین الملل نداشته و ندارد ، تاریخی که حداقل برای ایرانیان، خاطرة تلخ و مشمئز کنندة قرارداد ترکمانچای و گلستان را تجدید می کند.  قراردادهایی که بخش بسیار بزرگ و مهمی را در دو مرحله از بدن ایران جدا کردنند .
روسیه برای چندمین بار پیاپی خبر از عدم راه اندازی نیروگاه بوشهر در سال جاری را میدهد و جالب اینکه هیچ حساسیت ملی و دیپلماسی را هم ایجاد نمی کند  ! نیروگاهی که بیش از 30 سال است ، سرگرم اتمام 20% باقیماندة آن  از میراث گذشته ایم .  
روند تخریب محیط زیست ، بشدت تمام ادامه دارد. تنها تجارت و تولید ایرانی شده است تفکیک زمین های کشاورزی وتبدیل آن ها به سوله و ساخت وساز و بورس بازی زمین . تولید و درآمد دیگری را یا نمی دانیم یا نمی توانیم یا اجازه نمی دهیم .فعلاً نفت را بدون زحمت می فروشیم و وضع موجود را اداره می کنیم .
فساد سیاسی ، پابپای فساد اقتصادی ، با فساد اخلاقی مسابقه داده اند ، ذهن جامعه مشوش و مردد است ، حرمت انسانی لگد مال ، زبان های شایعه ساز و هتاک ، قلم های فحاش ،کانون های دروغ تولید کن ، محافل تهمت ساز ، هسته های بحران ساز ، گروههای مسئله ساز و بولتن های ذهن ساز ، همگی بشدت تمام و بدون نظارت در حال فعالیت هستند . عناصر فرصت طلب و افراطی و بی تعهد به منافع ملی کشور میدان کار و فرصت را بر نیروهای خدوم و فداکار تنگ کرده اند و همه را به حاشیه رانده اند و جالب اینکه هیچ صدایی هم در نمی آید !
امر به معروف،منکر و نهی از منکر ، مختل است ! فکر کردن و اندیشیدن ممنوع و هتاکی و لاابالی گری ممدوح است . منافع ملی بر منافع فردی ترجیح داده می شود. اختلافات و درگیری های سیاسی به پراکندگی حوزة اعتبار و اقتدار ملی انجامیده تا جایی که کشورهایی نظیر ونزوئلا و بولیوی بخود اجازه می دهند از سفره این ملت نمک بخورند و نمکدان را بشکنند !
ما نیازمند یک نگاه جامع و سیستمی در مدیریت کلان کشور هستیم و قبول کنیم که این را در طول سال های دور گذشته  به هر دلیل نداشتیم ، هر روز به شاخه ای از توسعه پریده ایم و برای در نور دیدن همان زمینة توسعه هم ، جدیت و پشتکار بخرج نداده ایم ! هر دولتی آمد دولت قبلی را تخطئه کرد و روز از نو را تجربه  کرد. در هیچ مسئله ملی تلاش نکردیم بین نخبگان و اندیشمندان کشور اجماع نظر و راهبرد واحد ایجاد کنیم ، به نظر می رسد که ادارة جامعه ایرانیان نیازمند یک نگاه جامع و سیستمی و فرا بخشی و کلان نگری است ، برخورد بخشی ، نگاه جزئی و سطحی و غیر سیستمی ، نه تنها گره ای از کار باز نمی کند بلکه مشکل را پیچیده تر و گرفتاریها را مزمن تر می کند ، تجربۀ گذشته نشان داده است که اقدامات و هزینه های مقطعی و بدور از یک طرح جامع اجتماعی مسکنی خواهد بود که کشور را اداره میکند، اما مدیریت نمیکند. فکرها ،اندیشه ها ، آرمان ها ،تحلیل ها  وتخصص هاکار نمی کنند ، انسانها کار می کنند آنهم غیر کارآمد! خود را محور ادارة کشور کرده ایم بدون اینکه بدانیم به کجا می رویم ؟!
 
 
                                                                                سید علی میرباقری

 


طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام