سخنرانی آقای سیدعلی میرباقری، فرماندار وقت نطنز در جمع شورای اداری استان اصفهان، به مناسبت هفته دولت در سال 1367

سخنرانی آقای سیدعلی میرباقری

فرماندار وقت نطنز در جمع شورای اداری استان اصفهان، به مناسبت هفته دولت در سال 1367

 

بنـام خـدا

فرا رسیدن شهادت رجائی بزرگ و باهنر عزیز را به مردم بخصوص دولتی ها تبریک و تسلیت عرض میکنم ، تبریک از این جهت که مردم ایران ، انقلاب اسلامی، دولت و نظام اسلامی ، عزیزترین کسان خود را ، رئیس جمهور محبوب خود و نخست وزیر باهنر خود را که در بهترین راه انقلاب اسلامی که خط شهادت و شهادت طلبی بوده است هدیه کرده است و این عزیزان به بهترین نحو در خدمت انقلاب و اسلام ایستادند و بهترین انتخاب را کردند ! و خلاصه اینکه لیاقت شهادت و شهید شدن را پیدا کردند و تسلیت از این نظر که اینان سرمایه های نظام بودند ، سرمایه های انقلاب بودند و فقدان آنان ، برای انقلاب و مردم و نظام اسلامی ، مشکل زا و طاقت فرساست که در هر جهت جای تسلیت و ناراحتی و نگرانی است و کمتر می توان خلاء این عزیزان را در شرایط حاضر پر کرد!

همانگونه که می دانید رجائی و باهنر ، شهیدان 300 سال پیش هستند ، اینان قبل از اینکه شهید شوند و از مردم گرفته شوند ، از حدود 300 سال قبل ، نشان داده می شد که از ما گرفته خواهند شد ، نه اینها ! همه شهدا ! همۀ توطئه ها ! همۀ مشکلات ! همه تنگنا ها ! اینها ، ریشه در تاریخ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، و قبل از باز شدن پای آمریکا و خط نفاق درکشوراسلامی امان دارد.

استعمار گران از حدود صدها سال پیش ، وقتی به این فکر افتادند که پا را از گلیم خود دراز کنند و فکر دست یازی به منافع دیگر ملتها و کشورها را در سر پروراندند شروع کردند به مطالعه ، تاریخ ممالک شرق را بنگرید ، از حدود 300 سال قبل از طرف کشورهای استکبار ، افرادی تحت عنوان ، جهانگرد ، سیاح ، توریست ،محقق ، واردکشورهای جهان سوم و ممالک شرق شدند و شروع کردند به شناسایی سرزمین ها ، کشورها ، شهرها ، دهات و مو به مو ، نت تهیه کردند ، حتی در مناطق کویری ، در بیابانهای خشک و بی آب و علف ، با زحمت فراوان با شتر با کاروانها حرکت کردند و اوضاع جغرافیایی این ممالک را ، و مهمتر از همه مخازن و منابع اعم از گاز و نفت ، مس و طلا و غیره ذالک را در مورد مطالعه دقیق قرار دادند نقشه برداری کردند ، و مواردی که برای آنها مفید بوده است را علامت گذاشتند ، نشانه گذاشتند، یادداشت کردند ، که این کارها را ابتداء انگلیسی ها کردند و بعضاً بعدها ، آمریکا وارد میدان شد و آمریکائیها این مأموریت استعماری را تکمیل کردند و متأسفانه هر چه زمان جلو آمد ، علم و تکنیک بیشتر در خدمت آنان درآمد و با تخصص بیشتر دست به مطالعه و بررسی زدند ، در سال های بین 45 تا 55 اگر خاطرتان باشد ، آمریکا افرادی را به ایران می فرستاد بعنوان سپاهیان صلح که ظاهراً فارغ التحصیلان مشمول بودنند که می بایست 2 سال خدمت نظام وظیفه را بعنوان سپاهیان صلح جهت تدریس و آموزش زبان انگلیسی ، به شهرهای ایران گسیل می شدند و با حقوق های گزاف مشغول تدریس در دبیرستانها می شدند ، من خاطرم هست که در خوانسار خودمان ، شخصی بود بنام مستردیل ! ایشان در دو سالی که در شهرستان خوانسار که آنوقت بخش هم بود مشغول تدریس در دبیرستان بوده ایشان ، با یک دفتر یاد داشت با نقشه جغرافیایی خوانسار ، در بعد ازظهرها که معمولاً کلاس نداشت ، تک و تنها بدون کوچکترین ترس و، واهمه ای در کوچه پس کوچه های خوانسار می چرخید حتی شب ها ،  هر کجا درخت گردو می دید ، دور آن را اندازه می گرفت و همراه با بلندی و تعداد در این دفترچه یاد داشت می کرد و من فکر می کنم بعد از دو سال ، آمار کلیه درختهای گردو در شهرستان ما را همراه با محیط دایرۀ تنه ها را جمع آوری کرده بود اینکه برای چی می خواست نمی دانم ، اما این کار می شد !

امام در یکی از صحبتهایشان در سال 1357 می گفت ، من در همدان بودم ، یکی از دوستان نزد من آمد ، نقشه ای آورد ، نقشه بزرگی بود در آن نقشه ، تمام همدان و روستاهایش ثبت شده بود ، نقطه هایی در آن ورقه با رنگ دیگری بود که زیاد بود و به امام گفته بودنند کارشناسان آمریکائی نقاط مهم از نظر معدن یا منابع زیرزمینی را مشخص کرده بودنند ! و بعداً شروع کردند به مطالعات روانی و جامعه شناسی از جوامع اسلامی و بطور کلی شرق بررسی نقاط ضعف و قوت ملت ها ، روحیه ایلات ، قبایل و اینکه برای دسترسی به منابع ، از چه دریچه هایی می توان وارد شد ، و چگونه می توان عمل کرد که کمتر باشد ! مانع کمتر باشد ! باز من خاطرم هست در خمین یکی از این سپاهیان صلح در سال قبل از پیروزی انقلاب ، میگفتند کارش این بود که در روستا ها می رفته با حالتی خیلی ساده و خودمانی با کشاورزان خمین آشنا می شده و با آنها هم غذا میشده و وظیفه اش این بود که در مجالس ترحیم و شب هفت مرده ها شرکت کند !

خلاصه استعمارگران بعد از تحقیقات جغرافیایی و شناخت نقاط جغرافیایی و وضعیت منابع رفتند سراغ چگونگی بهره وری از این منابع و مطالعه در فرهنگ و آداب و رسوم مردم و روحیات مردم ! اینان بعد از مطالعات زیاد دو عامل اساسی را در ممالک اسلامی مانع بزرگ در جهت اهداف استعماری خود می دیدند :                           

1- اسـلام                          2- روحـانیت

در همه اسناد کشف شده و یا لو رفته در ارتباط با ممالک اسلامی این دو عامل در میان همۀ موانع احتمالی طرح شده و به اولویت خاص و برجستگی خاصی استوار است و لذا درصد بر آمدند تا این دو سـد را بشکنند! اسلام را بشکنند ! روحانیت را منزوی کنند ! برای این کار شروع به تهـی کردن مردم از فرهنگ اسلامی و بیگانه کردن آنان با فرهنگ خودشان !

آنها دیده بودند، اگر فرهنگ ! یک فرهنگ وابسته یا توخالی ، ساختگی ، بی ارزش و بی اعتبار باشداسلام ، خودبخود یک اسلام وابسته ، توخالی ، ساختگی و بی ارزش و بی اعتبار و بقول امام یک اسلام آمریکایی خواهد شد ! روحانیت آمریکایی خواهد شد ! این چیزی است که استعمار طلب می کرد و لـذا سخت شروع کردند به تبلیغ فرهنگ استعماری از طرق مختلف و در زمینه های مختلف و" بقول شریعتی آنچنان مردم را از خود بیگانه کردند که اهالی قطب جنوبی هم رفتند سراغ یخچال و فلان رئیس ایل ، که در همۀ محیط زندگی که راه ماشین رو نداشت ، را مجبور کرد که برود رنو بخرد و سوارش بر شترکند. ببرد در روستای خودش و فخر بفروشد که ماشین دارد .

خلاصه ، استعمار شروع کرد به تزریق فرهنگ استعماری و جایگزین آن با فرهنگ اسلامی ! یکی از ابزارهای مطمئن برای تزریق این فرهنگ ، ابزار تشکیلات بود ، یعنی بالاخره پایگاهی می بایست مورد بهره برداری برای شلیک خمپاره های فرهنگی استعمار قرار بگیرد و آن پایگاه ، زیر میز من و شما ، بود چگــونه ؟ !

الـف ): استعمار فرهنگی آمـــد در تشکیلات اداری ما ، آمد مسئله تمرکزگرایی را مطرح کرد ! در نظام اداری ، طوری برنامه ریزی کردند که به کارمند جزء گفتند حق نداری بدون اجازه آب بخوری ! اینجا اداره ست ، محیط کار است و خلاصه شعارهای دهن پر کن و باید از مسئول مافوق کسب تکلیفی کنی ، به مسئول مافوق هم همین حرف را زدند و به مسئول نهایی هم همین حرف را زدند و معنایش این شد که از ما باید دستور بگیرید ، خاطرات وابستگان به رژیم پهلوی را بخوانید و . . . و با یک تیر چند نشانه را زدند.

1-    خیلی راحت برنامه های استعماری دیکته شده را تزریق کردند به جامعه ، بدون دردسر .

2-    عنصر اداری را یک آدم بی خاصیت ، ببار آوردند و در واقع شجاعت و خلاقیت و جسارت وی را کشتند او را طبعاً آدمی مطیع و متکی به غیر خود وابسته کردند.

3-    سرعت عمل را از دستگاه اجرائی گرفتند و با پاس کاری مردم و مراجعین ، تضاد بین مردم و دستگاه حکومتی ایجاد کردنند و خطر همبستگی مردم با حکومت را از بین بردنند و در نتیجه دستگاه اجرائی همیشه و امروز از دیروز بیشتر در خدمت استعمار قرار می گیرد و در صورتیکه قرآن مجید در سورۀ حدید آیه ( 2 ) می گوید بسوی آموزش الهی سرعت نمائید.

 

قرآن در سورۀ بقره آیه 148 می گوید در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت بگیرید، امام محمد باقر در سخنان خود می فرماید مبادا در کار تأخیری کنی که آن دریائی است که  گناهان در آن غرق می شوند، مبادا غفلت کنی که سایه قساوت قلبت است و ...

«و با کمال تأسف، بقيۀ نوار از این سخنرانی موجود نیست»

سخنرانی دکتر میرباقری در 11 آذرماه سال 1392 در استانداری کرج در همایش جوانان تدبیر و امید البرز

بنـام خـدا

 

سخنرانی دکتر میرباقری  در  11 آذرماه سال 1392 در استانداری کرج در همایش جوانان تدبیر و امید البرز  با حضور استاندار محترم البرز

*انسان های بزرگ ، عظمت خود را در عظمت و بزرگی دیگران می بینند و انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر و کوچک کردن دیگران جستجو می کنند ، برای اینکه همیشه بزرگ باشید و بزرگی خود را در عظمت و بزرگی دیگران دنبال کنید اجماعـاً صلوات !

*آدم های معمولی همیشه منتظر فرصت هستند ، آدم های بزرگ همیشه در حال فرصت ساختن و خلق کردن فرصت! برای اینکه استان البرز از آدم های بزرگ و فرصت ساز محروم نباشد ، صلوات دوم را جلیل تر بفرستید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ولاحول ولا قوه الا بالله. . . . .  قال رسول اله ، انی ما اخاف علی اقی الفقر و لا کن اخاف علیهم سوء التدبیر

با عرض ادب و احترام ، محضر استاندار عزیز و ارجمند ، استاندار باوقار و سنگین و نجیب استان البرز و همه همکاران و معاونین و مشاورین خوبشان و همچنین عرض احترام ، به محضر تک تک جوانان تدبیر و امید استان البرز که زمینه ساز و برنامه ساز این جلسه و نشست صمیمی هستند ، ازاستاندار عزیز و ارجمندکه در جایگاه نمایندگی عالی دولت در استان البرز وقت بسیار گرانبها و ذیقیمت خودشان را که متعلق به 75 میلیون ایرانی و بخصوص متعلق به 000/000/2 نفر جمعیت البرزی است را در این جمع و جلسه به جوانان استان اختصاص داده اند ، تشکر و قدردانی می کنم . در آستانه ورود به محرم الحرام ، ماه پیروزی خون بر شمشیر هستیم که لازم میدانیم شهادت امام حسین و یارانش را به جمع و جلسه تسلیت بگویم و آرزو می کنم که انشاء الله حداقل درسی که از تکرار عاشورا و محرم می آموزیم درس آزادمردی و آزادی باشد.

همچنین پس فردا ، روز دانش آموز و سالروز تسخیر لانه جاسوسی به همت دانشجویان خط امام است که باز هم آرزو می کنم که جوانان دانش آموز و دانشجوی ما ، جوانان ما ، با شناخت و درک درست از آرمان خواهی و عدالت و شناخت از چگونگی ظلم ستیزی در هر مقطعی از تاریخ ، متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی راه بالا رفتن از دیوار لانه های استکباری و ظلم ستیزی و خیانت ستیزی را یاد بگیرند و عکس العمل متناسب با زمان نشان بدهند .

بر اساس جهان بینی ما ، انسان موجودی است که مسئولیت دارد ! هم مسئولیت فردی و هم مسئولیت جمعی و اجتماعی ! به همین دلیل است که در مکتب اسلامی ، انسان هم خودساز است و هم جامعه ساز ، هم باید مواظب خودش باشد و هم مواظب جامعه اش و دولتش و کارگزارش ! کلکم راع و کلکم مسئول.

 در قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی هم ، به این مطلب اشاره شده است که انسان ها باید در تکامل جامعه . دست اندرکار باشند و مسئول رشد و ارتقاء آن شوند ( اصل هشتم قانون اساسی ) بر همین احساس مسئولیت پذیری و احساس تعهدات است که امروز ، جوانان غیرتمند را مؤظف کرده است که در راه کمک و مساعدت به مدیران استان ، دور هم جمع شوند و اندیشه کنند ، انتقاد کنند و انتقاد شوند ، پیشنهاد بدهند و بشنوند ، برای اینکه « و کذالک جعلناکم اتمه وسطا لتکونو شهداء علی الناس » برای اینکه اسوه باشند و برای اینکه نمونه باشند ! برای اینکه امت وسط باشند ، برای اینکه شهید باشند و شاهد و نمونه باشند ، فلذا می بینید که جوانان تدبیر و امید استان البرز ، امروز همت کرده اند ، دور هم جمع شدند تا رسالت انسانی و اسلامی خود را محقق کنند ، من می دانم که از روزی که استاندار محترم با آغوش باز و اصلاً بر اساس پیشنهاد خودشان ، پیشنهاد این جلسه را دادند ، این بچه ها  با هماهنگی و همدلی و با تشکیل کارگروه های متعدد ، نشست های تخصصی و کارشناسی برگزار کردنند و با کار میدانی ، مباحثی را مطرح و جمع بندی کردنند و خلاصه و سرتیتر آن را بصورت سرفصل ، تقدیم استاندار محترم استان نمودنند ، که حتماً امروز بصورت مکتوب و تفضیلی تر هم تقدیم استانداری خواهند نمود .

جناب استاندار محترم ! همۀ متصدیان و کارگزارانی که در این جمع و جلسه شرف حضور دارید. به نظر من ، فارغ از محتوا و متن کیفی و کمی این جلسه ، بچه های خوب استان البرز ، با این کارشان چهار تا پیام به دولت ، جامعه ، استاندار محترم و مردم دارند .

اولین پیـام : پیام همبستگی و پیوستگی و در کنار هم قرار گرفتن و هنر ترکیب شدن اجتماعی و سیاسی برای توسعه استان و ادارۀ بهتر استان است ، پیامی که اگر در این استان 72 ملتی درست دریافت شود ، می شود از آب و خاکش ، هوایش،موتور توسعه و کار و سازندگی ، تولیدکرد !

حضار محترم ! می دانید که مبنای ریاضی کاربردی عمومی ، عدد است ، و کل اعداد ، از ترکیب ده عدد تک رقمی که از صفر تا 9 می باشد ، بیشتر نیست ، یعنی ما برای عدد سازی جمعاً ده عدد صفر ، 1 و 2 تا 9 بیشتر نداریم ، بزرگترین و مهمترین عدد در این ده عدد 9 است . این عدد 9 اگر با هر کدامیک از اعداد قبل از خود در تضاد وتقابل قرار بگیرد ، تفریق میشود و تحقیقاً ، عددی حاصل می شود که حتماً از 9 کمتر است ! ؟ اما همین عدد 9 ، اگر در کنار هر عدد دیگری قرار بگیرد حتماً و قطعاً عدد حاصل عددی بزرگتر از عدد نه است ، به نظر من امروز جوانان تدبیر و امید استان البرز با جمع شدن دور هم و ترکیب شدن با مجموعه کارگزاران نظام و دولت در استانداری البرز و نشستن در کنار استاندار عزیز و ارجمندمان ، می خواهند این پیام روشن و شفاف را به جامعه و به همه مردم و به همه نخبگان بدهند که ما با کنار هم قراردادن نیروها و امکانات و اندیشه ها و افکار می خواهیم نیروی توسعه و نیروی تولید و نیروی تدبیر، فراهم کنیم ، می خواهیم در تن لخت و لندهور و سنگین و بدقواره و بدریخت اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی استان البرز ، طپش و تکان و حرمت و چابکی و چالاکی ایجاد کنیم ، می خواهیم در کنار استاندارمان باشیم تا استاندار محترم با ترکیب نیروها و امکانات و ساماندهی مناسب، نیرویی بیافریند که تا بینهایت تاریخ استمرار داشته باشد ،می خواهیم در کنار کارگزاران نظام در استان معجزه بیافریند.

پیــام دوم : همین الآن که عازم جلسه شما بودم ، در یکی از این تابلوهای بیلبورد شهرداری تهران جملۀ تبلیغی دیدم که به نظر من خیلی جالب بود ! جمله این بود « تکدی گری کاری گروهی است که توسط افراد سودجو مدیریت می شود » من هم می خواهم بگویم ، سیاسی کاری و سیاست بازی ، کاری گروهی است که توسط افراد فرصت طلب و منفعت طلب مدیریت می شود !

آقای استاندار عزیز ! نه در استان البرز ، نه در استان تهران ، نه در ایران ، بلکه در همه دنیا ، بعضی وقت ها ، بعضی از گروهها و افراد سودجو و فرصت طلب ، با سوء استفاده از احساسات و شرایط زمان و مکان ، اقداماتی را سامان می دهند و حرکاتی را انجام می دهند ، که کارسیاسی نیست ، مدیریت سیاسی نیست ، بلکه سیاسی کاری و سیاست بازی است ، دغدغۀ مردم و جامعه نیست ! دغدغه نان و نام است ، دغدغه ارزش و اعتبار نظام نیست بلکه نگرانی از موقعیت خود است !

دوستان مستحضر هستند که علم سیاست و هنر سیاسی و مدیریت سیاسی ، یعنی علم و هنر ادارۀ درست جامعه ، یعنی سامان دادن جامعه ، یعنی حرکت دادن جامعه به سمت رفاه ، آسایش و امنیت و پیشرفت و تولید و شغل و عظمت و ارزش و اعتبار .

کار حضرت امام رحمت الله علیه ، نمونه عالی یک مدیریت سیاسی و کار سیاسی ناب است ، مدیریت سیاسی ، شهید دکتر چمران ، شهید بهشتی ، شهید مطهری ، شهید رجایی نمونه عالی مدیریت سیاسی و کار سیاسی است ، شهید مطهری با اخلاق ، با انسانیت ، همه گروههای مذهبی را متحد میکرد و آموزش می داد و در خدمت اسلام و انقلاب قرار می داد . در استان البرز . . . ( جمله صدام و امام در شروع جنگ )   بعضی وقت ها یک آدم سیاست باز یک آدم سیاسی کار با یک حرکت ، یک سخن و . . . بحران تولید می کند و بعضی وقت ها هم یک مدیر سیاسی با یک حرکت ،با یک سخن آرامبخش و وحدت آفرین حیات و حرکت و توان به جامعه ای تزریق می کند .

عزیزان ! جوانان ما ، امروز با نمایش گذاشتن یک هم نشینی صمیمی و انجام یک کـار کارشناسی و آرمانی و قطعاً با نگاه مدیریت سیاسی ، مباحثی مطرح کردنند و بدون هر گونه سهم خواهی و سودجویی ، صادقانه و مخلصانه ، حرف ها شون و دغدغه هاشون را  نه در روزنامه ، نه در هیئت عزاداری و جلسات غیرکارشناسی ، بلکه در حضور استاندار ، صاف و صادق مطرح کردنند ! بنابر این پیام این جلسه و جمع به همه مدیران سیاسی استان ، به هم مدعیان مدیریت سیاسی استان ، به همه نخبگان دلسوز  این است ، که اگر می خواهید کار سیاسی کنید ، اگر می خواهید مدیریت سیاسی کنید ، در کنار استاندار استان قرار بگیرید و صادقانه فکر و اندیشه و هنر تولید کنید ، نظر بدهید ، حرف بزنید انتقاد کنید ، ما بایدجایگاه استانداری را برسمیت بشناسیم و با. استاندار دولت بعنوان سرباز نظام همراه استاندار باشیم ، بدیهی است فصل الخطاب همه تصمیمات اداری و اجرایی و سیاسی و اجتماعی استان ، استاندار است ، بله! طبیعی و بدیهی است که این تصمیمات باید مبتنی بر کار کارشناسی و جمعی و تخصصی و منطقی باشد .

آقای استاندار ! اعتقاد داریم ، من قبلاً هم گفته ام ، در استان البرز ، اگر جمعی نداشته باشید که فکر کنند ، اندیشه کنند ، کارشناسی کنند و اگر عقبه های همه اقدامات و تصمیمات و نگاهها و برخوردها ، و انتصابات و عزل ها نصب هاو  حرفها ، فکر و اندیشه و کارشناسی نباشد ، استان ضرر میکند البته ، کارشناسان کارشناس !  نخبگان صادق و کسانی که مدعی سهم و سود نیستند ، فرصت طلب نیستند و دغدغه مردم و استان و مدیریت به معنای علم اداره کردن جامعه را داشته باشند نه اداره شدن خودشان ، قوم و قبیله اشان !

پیـــام سـوم : حرکت است ، تمرکز بر کار و تلاش است !  دوری ازحاشیه ها ست ! چسبیدن به کارهای اصلی و دوری از کارهای فرعی ! بعضی ها می خواهند مسائل اصلی استان را فرعی جلوه دهند و مسائل فرعی را اصلی کنند . حتماً شنیدید ، می گویند ملا نصرالدین داشت ، میخ افسار الاغش را به زمین می کوبید ، که الاغ فرار نکند ، یکی می رسد به ملا که در حال کوبیدن میخ بود میگه ، ملا!  اگر گفتی وسط زمین کجاست؟!  ملا ، بدون اینکه مکث کند ! فکر کند ! وقت تلف کند ! و تمرکز خودش را از کوبیدن میخ افسار الاغ کم کند می گوید همین جا که من دارم میخ الاغم را محکم می کنم ، بعضی ها می گویند ملا میدانست که زمین گرد است و هر نقطه ای می تواند وسط زمین باشد ! اما من می گویم ، ملا می خواست به مزاحمی که قصد اذیت کردن و منحرف کردن ذهن ملا از کوبیدن ، میخ را داشت و می خواست تمرکز ملا را از کارش باز دارد و اگر هم چنین قصدی نداشت ، حداقل در شرایطی که ملا دارد میخ خرش را می کوبد و روی کارش متمرکز است این سئوال در آن مقطع سئوال انحرافی و بازدارنده از کار است ، فلـذا با این پاسخ به سئوال کننده می گوید ، مهمتر از تعین مرکز زمین ، کوبیدن میخ خرم هست و من باید روی کارم متمرکز باشم ، کار اصلی من فعلاً کوبیدن میخ الاغ است نه تعیین وسط سطح زمین !

من می دانم ، از روزی که این بچه های مخلص و بی غرض و مرض ، صاف و صادق دور هم جمع شدند تا مطالب و مسائل این جلسه را استخراج کنند و به استاندار خودشان کمک کنند ، بعضی ها ، انتقاد کردند ، اشکال کردنند ، که چرا اینها ؟ ! همه این بچه ها بدون توجه به حاشیه ها ، و با تمرکز بر کار و تلاش بر کشف چالش های اجتماعی اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی استان کار کردنند و امروز در محضر شما عزیزان گزارش کار دادند و دیدیکه هم کارشناسی بود و هم کاربردی!

 

پیـام چهارم :  

به نظرم من پیام چهارم پیامی است که استاندار عزیز با این کارشان و با این عملشان به جوانان دادند ، منشاء این جلسه شخص استاندار است ، جوانان بدانند و افتخار کنند ، نگاه استاندارشان را ! من یک روزی به اتفاق چند نفر از دوستان به مناسبت خیر مقدم و خوش آمدگویی ، محضر استاندار محترم رسیدیم ، آقای تفته و حاجی زاده و علائی که دانشجو هستند ، هم حضور داشتند ، یکی از این عزیزان گفتند ، دانشجویان و دوستان جوانی هستند که دوست دارند شما را ملاقات کنند ، اما ما رعایت کردیم و نخواستیم مزاحمت ایجاد کنیم ، آقای استاندار سئوال کردنند این دوستان چند نفرند ، گفتند 200 نفر ! ایشان بلافاصله گفتند نه ، من استقبال می کنم ، و حتماً برنامه بگذارید . جوانان عزیز ، حضار جوان ! آقای استاندار با این حرکت زیبا می خواهند بشما بگویند دولت تدبیر و امید ، و در رأس آن ، استاندار شما در این استان ، شخصیت شما ، هویت شما ، توان شما ، ونگاه شما را برسمیت می شناسد ، استاندار عزیز با اینکار و وقتی که گذاشته اند ، رسماً اعلام می کنند ، شما را درک  میکنند ، و در کنار شماست و این نگاه استاندار ، منبعث از نگاه پیامبر اکرم ( ص ) است که برای جوانان توصیه کرده است ، با جوانان انس بگیرید و از نیروی جوانان برای کارهای بزرگ استفاده کنید ! و خود پیامبر با جوانان چنین می کرد ! در تاریخ اسلام ، این جوانان 18 و 19 و 20 ساله بودنند که با عنصرهوش و عنصرفداکاری ، در همه میدان های سیاسی ، اجتماعی ، نظامی ، مانع های بزرگ را از پیش پای پیامبر و تفکر اسلامی بر می داشتند ، در میدان های خطر سینه سپر می کردنند و سخت ترین کارها را بر عهده می گرفتند ، مگر علی ( ع ) نبود که با فداکاری و شجاعت بی نظیر خود وقتی مطلع شد که قریش ، قصد کشتن پیامبر را  در خواب دارند ، آن فداکاری بی نظیر را کرد ! و یا همین علی ( ع ) جوان ، در مدینه ، فرمانده سپاه ، فرمانده جنگ ، فرمانده دسته های فعال ، عالم هوشمند ، جوانمرد بخشنده بود ، در میدان جنگ سربازی شجاع و پیشرو بود و در عرصه حکومت ، یک فرد کارآمد بود ! در زمینه مسائل اجتماعی ، پیشرفته و فعال بود در زمینه کارهای اقتصادی ، فعال و سازنده بود !

مگر نبود که پیامبر ، در حساسترین لحظات و روزهای هفته آخر عمرش ، یکی از حساسترین جنگ های تاریخ حیاتش را به شخصی بنام اسامه بن زید سپرد ، که فقط 18 سال داشت ، پیامبر در جنگهای بزرگ، فرماندهی جنگ ها را معمولاً خود بعهده میگرفت ، اما وقتی در جنگ با رومیان ، احساس کرد خودش در بستر بیماری است و توانایی انجام این کار را ندارد و کار کار بسیار بزرگ و سنگین و حساسی است و لازم است کسی مأمور این کار شود که هیچ مانعی نتواند جلوی این کار را بگیرد ، لذا مسئولیت آن را به یک جوان 18 ساله ای داد ! پیامبر می توانست از اصحاب 50 ساله ، 60 ساله و دارای سابقه جنگ و جبهه استفاده کند ، اما اسامه بن زید را برگزید و او را به فرماندهی سپاهی قرار داد که  اصحاب بزرگ و پیرو سالخورده و سرداران سابقه دار در آن عضو بودنند .

 جناب استـانـدار ! ما در استان البرز ، امثال اسامه بن زیدها ، زیاد داریم ، دختران و پسران عظیمی داریم که حاضرند در میدان های بزرگ سیاست اقتصاد و فرهنگ و اداری و اجرایی به شما کمک کنند ، در میدان  مشارکت های گوناگون ، برای فقرزدایی ، سازندگی و هر صحنه ای که برای آنها برنامه ریزی کنید و امکان داده شود ، مشارکت کنند ، فعال شوند ، و شما مطمئن باشید این نسل ادامه همان نسلی است که امام بهشان اعتماد کرد ، جنگ را اداره کردند ، جهاد سازندگی و سپاه را تشکیل دادند و امثال محسن رضایی ها ، همت ها ، باکریها ، فهمیده ها را تولید کردنند ، اطمینان داشته باشید  در لابلای این جمعیت امثال این اسطورها فراوان هست ، کافی است که ندا دهیدتا  بدون هیچگونه سیاست بازی لبیک بشنوید !

 

والسلام...

سخنرانی سید علی میرباقری (فرماندار نطنز) در جمع معلمان و اولیاء دانش آموزان شهرستان نطنز در آبان ماه سال 1364

  
باسمه تعالی
 
سخنرانی سید علی میرباقری (فرماندار نطنز)
در جمع معلمان و اولیاء دانش آموزان شهرستان نطنز در آبان ماه سال 1364
 
می گویند در غرب معروف است که شرقی ها عادت دارند با مشکلات مقابله حساب شده ندارند،هیچوقت درصدد برنمی آیند در نقطه پیدایش نواقص و قبل از اینکه نقص گسترش پیدا کند،به مبارزه برخیزند،همیشه وسعت مشکلات آنان را به فکر چاره می اندازد و انفجار، آنها را تکان می دهد و به حرکت وا می دارد و خوب معلوم است اینگونه بودن،همیشه دیر شده است و کار از کار گذشته است و نوش دارو بعد از مرگ سهراب می شود که نتیجه ای ندارد.
من کار ندارم که این تز و اظهار نظر درست هست یا نه! و به نظر شاید طرح این مسئله از طرف غربی ها،خود یک شعار استعماری، یک تبلیغ است برای خواب کردن مردم و بقول خودشان شرقی ها!اما می خواهم در این جمع که شنیدم،اولیاء محترم دانش آموزان وجود دارند و در واقع رسالت عظیم و مسئولیت سنگین آینده فرزندان و در واقع مردان آینده این کشور را بردوش دارند مسئله ای را طرح کنم که اندکی با این اظهار نظر غربی ها ارتباط دارد.
عصر ما و شرایط فعلی حاکم بر دنیا از نظر دینی و مذهبی، سیاسی و اجتماعی با دوره های گذشته فرق کرده است،در گذشته،در آن زمانی که شما ها جوان بودید و محصل بودید درها به روی مردم بسته بود،درها که بسته بود هیچ،پنجره ها هم بسته بود،کسی از بیرون خبری نداشت،شما از غیر از محیط خود، از شهر خود، از کشور،خبری نداشتید،ارتباطی نداشتید،رفت و آمد نداشتید این ارتباط های وسیع و ابزار ارتباطی متعدد وجود نداشت،اما امروز این درها و پنجره ها باز شده،شرایط عوض شده،نسل قدیم سنگینی بار تسلط های خارجی را بردوش خود احساس نمی کرد،اما نسل جدید،نه تنها احساس می کند بلکه کمرش در زیرسنگینی این تسلط شکسته است!
نسل قدیم دچار این قیل و قال های مادی،دچار همهمه های قداره بندان و جلادان حاکم بر تاریخ،دچار مکتب ها و اندیشه های رنگارنگ چپ و راستی نبود! اما نسل جدید نه تنها اینکه هست،درگیر هم هست!عصر جدید، نسل جدید را دچار بحران،دچار توطئه،دچار اظطراب،تردید و هزارها مشکل دیگر کرده است که شما ها در شرایط سنی فرزندانتان نداشتید و امروز نسل جوان نیاز به مراقبت ویژه،مراقبت آگاهانه و مراقبت مسئولانه دارد! تربیت جسمی نسل جوان،تربیت روحی،تغذیه فکری،پرورش و نگهداری اخلاقی و اسلامی،متعهد سازی جوانان،تامین سرگرمی های سالم،تامین مشاوران دلسوز،واقع گرایی در هدایت احساسات و غرائض و کنترل آنها،و مسائل دیگر،از جمله مسائلی است که نیاز به اقدام و مراقبت، بخصوص از طرف اولیاء دانش آموزان دارد، و در واقع رمز طرح نقل قول غریبها، در اینجاست که ما،پدران ما ، اولیاء مدارس ما ،الان نقطه خطر را احساس می کنند، اشکال را می بینند اما چون کوچک است،چون وسیع نیست،چون به مرز انفجار نرسیده،شاید اقدامی نکنند در صورتیکه بهترین زمان و مهمترین موقع تربیت و نگهداری و مراقبت از فرزند در سنین کودکی و دبستانی و دبیرستانی است! ما اگر نکنیم،دیگران می کنند،و بقول مرحوم کافی رحمت اله علیه،اگر پدران بیدار نباشند،فرزندانشان را می دزدند،فاسد می کنند،بی تعهد می کنند،بی دین می کنند،بی غیرت می کنند و...بی تخصص و بی سواد پرورش می دهند، شخصیت آنها را لاابالی و بی هدف شکل می دهند تا اینکه زمینه تسلط برایشان بیشتر و راحتر باشد،و در مورد کشور بخصوص بعد از انقلاب اسلامی این مسئله حساس تر و اساسی تر است،یعنی ایران و نسل جوان ایران، گذشته از تجربه های تلخی که استعمار در گذشته از ایران و ایرانی و مذهب ایرانی و فرهنگ ایرانی داشته و استعمار پیوسته از ایران اسلامی زخم برداشته است، اما موقعیت کشور ما،دنیای استکبار را برآن داشته تا فشار فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خود را بر کشور ما چندین برابر در مقایسه با سایر کشورهای اسلامی بکند تا بتواند تسلط فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر جامعه ما داشته باشد.
آمریکا بخصوص بعد از دست یافتن به اهرمهای صنعت و تکنولوژی، به ذخائر و بازار ماوراء مرزهای خود،برای به چرخش در آوردن چرخهای عظیم صنعتی،چشم دوخت،سیاست پردازان آمریکا احساس کردند حفظ امپراطوری صنعتی نیاز به پی ریزی یک سیاست بین المللی دقیق و فعال دارد که این سیاست در فرهنگ امپراطوری آمریکا،ماموریت جهانی با مسئولیت جهانی نام دارد، که براساس این تز، آمریکا به خود حق می دهد به دیگر سرزمین ها پا بگذارد،اگر چه این حرکت به نابودی میلیون ها انسان،منجر خواهد شد،اهمیتی ندارد! آنچه اهمیت دارد. تامین مواد خام و بازار عرضه برای کارخانه های غول پیکر و محصولات آنها که به مثابه،تزریق خون به بدن امپراطوری است،اگر ملتی به پاخیزد و فریاد برآورد که ما قیم نمی خواهیم،ما مصلحت اندیشی دیگران را نیاز نداریم،بگذارید از ثروت خدادادی خود بهره ببریم به جرم اخلال در نظم و ایجاد مانع در راه تمدن محکوم به مرگ خواهد شد و شبکه های تبلیغاتی وابسته، آنها را ملتی وحشی و بدور از تمدن و بنیاد گرا می خوانند!
و ایران به خاطر موقعیت جغرافیائی و استراتژیکی و ثروت سرشار در برنامه سیاست آمریکا جایگاهی حساس پیدا کرد،در اسناد لانه جاسوسی آمده است، ایران برای یک آینده قابل پیش بینی، بسیار مورد توجه آمریکا خواهد بود،ایران کشور عمده منطقه و سپر میان اتحاد شوروی و شبه جزیره سرشار از نفت خاورمیانه است که برای غرب اهمیت حیاتی دارد،آمریکا منافع بسیار مهم دیگری نیز در ایران دارد،ایران محل وسایل اطلاعاتی آمریکا است که با فایده بی همتائی که دارد در هیچ مکان دیگری قابل تقلید نیست.
برژینسکی می گوید:
به نظر من موقعیت استراتژیکی ایران، آنچنان برای غرب اهمیت دارد که آمریکا بایستی به هر ترتیب که شده و با دست زدن به هراقدامی حتی اشغال نظامی جلو اینکه غرب ایران را از دست بدهد،بگیرد.
طمع ورزی آمریکا به ایران که به گوشه ای از آن اشاره کردم از یک طرف و داشتن مرزطولانی با اتحاد جماهیر شوروی و از سوی دیگر،بعنوان ابر قدرت و رقیب با آمریکا و وجود ایدئولوژی ...
(متاسفانه ادامه نوار موجود نیست)
(تاریخ استخراج 26/6/93)
       

سخنرانی فرماندار نطنز(سید علی میرباقری) در دهه فجر 1364 در شهر بادرود

  
باسمه تعالی
 
سخنرانی فرماندار نطنز(سید علی میرباقری)
در دهه فجر 1364 در شهر بادرود
 
با سلام و درود به رهروان راه راستین انقلاب اسلامی و پیروان بحق خط ولایت و امامت، و با درود به مردم پاک و مخلص شهر بادرود، که با اخلاص و ایثار، کوله بار سنگین مسئولیت حراست از دست آوردهای انقلاب اسلامی را بر دوش کشیده اند و انشاالله تا کشیده شدن خط سرخ شهادت بر چهره فرد فردشان، این کوله بار را نه بر زمین خواهند گذاشت و نه برکس دیگری خواهند سپرد!
فرارسیدن ایام دهه فجر را، ایام فراموش نشدنی در تاریخ اسلام و ایران، ایام پیروزی خون بر شمشیر و ایام پر صلابت و معنویت را ابتدا به امام زمان، امام امت، قائم مقام رهبری فقیه عالیقدر جهان شیعه و سپس به محرومان و شلاق خوردگان نظام طاغوت شاهنشاهی و بخصوص مردم خوب و مخلص شهر بادرود، تبریک می گویم،
اولین افتخار انقلاب اسلامی آن است که مبنایش، یک مبنا و اساس معنوی، و بر اساس ایدئولوژی اسلامی و تفکر اسلامی است، و این را در طول تاریخ حرکتش از خرداد 42 تا اکنون نشان داده است،
جامعه ما امروز افتخار دارد که تنها کشور و نظامی است که دعوت به اسلام ناب می کند و قوانین و مقررات نظامش، رهبری جامعه اش، سیستم قانونگذاری اش، قضائی اش و همه مراحل و شئون حکومتی آن مو به مو به سوی اسلامی شدن و اعتقادات مردم دارد، و در این دنیای پرهیاهو و پر سروصدا، هیچگاه از چهار چوب اعتقادی مردم که همانا اسلام فقاهتی است عدول نکرده است،
شما تاریخ انقلاب های جهان را اگر مطالعه کنید و اصولا روحیه ای که بر این انقلاب ها حاکم است را ببینید، می بینید روحیه، روحیه وابستگی، روحیه قطب بندی، و روحیه از چاله به چاه افتادن است،
برای کشوری که خواسته برای استقلال، آزادی و نجات خود، اقدام بکند، بخاطر همین روحیه و عدم وابستگی بر اساس مبنای اعتقادی، یا از هرگونه اقدام جدی پرهیز کرده یا با احساس نیاز به تکیه گاه، از زیر بار یکی نجات یافته و زیر بار دیگری رفته است و از دامی به دام دیگری گرفتار آمده! بطور نمونه ویتنام را در نظر بگیرید که علیرغم همه سرسختی ها که در مقابل آمریکا و اقمار آمریکا نشان داد و علیرغم همه مبارزه ها و رشادت ها که در تاریخ مبارزات ملت کمتر وجود دارد، اما وقتی از جنگ و مبارزه فارغ شدند که متوجه شدند باز وابسته به قدرت دیگری شدند و مثل نمونه ویتنام زیاد هستند،
شما همین کشور لیبی را درنظر بگیرید،که علیرغم همه شعارها آنچنان وابسته به شرق و غرب است که اخیرا که مسئله محاصره اقتصادی لیبی از طریق دول اروپای غربی مطرح بوده است آنچنان دچار خود باختگی و تزلزل اقتصادی و اجتماعی شدند که هر آن پیش بینی می شد دست نیاز و گدائی بسوی شرق دراز کنند و سند وابستگی را محکمتر نمایند، و در همین حالا که حدود 12 هزار مستشار غربی در این کشور کوچک مشغول کار هستند، و غرب یا شرق هر آن می توانند گلوگاه لیبی را بفشارند و ادامه حاکمیت را برای نظام حکومتی لیبی، با خطر جدی و اساسی مواجه کنند، و یا الجزایر همینطور، سوریه همینطور، و همه به اصطلاح کشورهای جهان سوم که ادعای آزادی و استقلال می نمایند.
اما در مقابل می بینیم یک انقلاب اسلامی در خاورمیانه با یک اعتقاد اسلامی در یک کشور جهان سوم، شکل می گیرد و در اندک مدتی آنچنان می درخشد و آنچنان اظهار وجود می کند که در عین حال هم با شرق می جنگد و هم با غرب و هیچگاه در مقابل هیچکدامیک، از اصول و مبانی اعتقادی عقب نشینی نکرده است و حتی هرگاه هم زمینه و فرصتی پیش آورده است، بر منافع هر دو تاخته است، رهبری انقلاب آمریکا را بدتر از شوروی، و شوروی را از آمریکا بدتر، و همه را هم بدتر می داند، جاسوس آمریکائی را گروگان می گیرد، جاسوس شوروی را محاکمه می کند، جاسوس انگلیس را اخراج می کند و با افتخار و الهام از بینش اسلامی خود، اعلام میدارد این توازن قدرت باید بر هم بخورد و حق وتو، و حق آقایی و سروری در جهان، باید محو شود و خود پابروی همه اینها می گذارد.
7 سال در داخل و خارج با دنیا می جنگند و یک ریال دست گدائی و وابستگی به خارج دراز نمی کند و آنچنان پر صلابت و با قدرت حرکت می کند که حتی وقتی دولت ژاپن در سفر اخیر ریاست محترم مجلس به آن کشور پیشنهاد کمک بلاعوض مالی به رئیس مجلس می کند، رئیس مجلس با نهایت قدرت اعلام میدارد، بیچاره و گدا نیستیم، شما اگر کمکی هم دارید به امثال سودان و کشورهای آفریقائی بکنید، اگر راست می گوئید و مرض ندارید بیاید از ما نفت بخرید.
و یا وقتی دولت پاکستان پیشنهاد پرداخت غرامت جنگ از جانب خود را می کند در مقابل با جواب دندان شکن دولت ما مواجه می شود که هزینه غرامت را صرف حذف صدام در منطقه کنید تا صلح واقعی در خاورمیانه برقرار شود
و این چیزی جز اتکال به خداوند بزرگ، جز اعتقاد اسلامی و معنوی مسئولین این نظام که بر خاسته از متن مردم، چیز دیگری نمی تواند باشد و دیر یا زود دنیا در مقابل شما مردم سر تعظیم و تکریم فرود خواهد آورد و ایران و انقلاب ایران محور و اسوه و پیام آور رحمت و نور و آزادی برای محرومان و ستمدیدگان قرن اتم  می شود.
امروز شهادت سلیمان خاطرها، تداوم خط شهدای انقلاب اسلامی ماست امروز حرکت ملت ها در جهان، ادامه خط حرکت شما مردم در گوشه این کویر دورافتاده از نظام سیاسی دنیاست.
و خدا نکند این خط الهی، این جهت، این محور، با حاکم شدن بینش مادیات صرف، فرهنگ مصرفی و حیوانی غربی، و بقول امام خط و بینش اسلام راحت طلب، کم رنگ شود و یا، جایگزین شود! نکند خدای ناکرده، امروز باز تاریخ حرکت امام حسین از مدینه تکرار شود و زن و فرزند، منزل و مسکن، نماز بی دردسر، ما را از همراهی با حسین زمان باز دارد، نکند امروز باز قافله کربلا حرکت کند و ما با شعار حق مشتبه شده به کنج خلوت بخزیم و به خیال خام خود، عبادت بی دردسر در محراب مسجد را به جنگ در محراب کربلا و رکاب حسین زمان ترجیح دهیم، و همه این خطر ها از یکجا احتمال میرود و آن زندگی مادی را بر زندگی معنوی ترجیح دادن و خدای ناکرده قبل از تشکیل شرکت تعاونی جنگ، بفکر شرکت تعاونی مصرف بیفتیم.
والسلام
 
(تاریخ استخراج از نوار 25/6/93)
   
 

سخنان فرماندار نطنز، آقای سیدعلی میرباقری، پس از عملیات کربلای 5 در جمع مردم شهرستان نطنز

بنـام خـدا
 
سخنان فرماندار نطنز، آقای سیدعلی میرباقری، پس از عملیات کربلای 5 در جمع مردم شهرستان نطنز
 
امروز رزمندگان جان برکف ما در جبهه ها شرایط تازه و جدیدی را به وجود آورده اند و همانطوریکه مردم می دانند، دنیا را تحت تأثیر حرکت های نظامی خودشان قرارداده اند. دنیا تا دیروز تحت تأثیر مطبوعات وابسته به شرق و غرب و با تلقین بوق های استعمار در ارتباط با عملیات کربلای 4، به شادی نشسته بود، و هر روز بـرای زادۀ هند جگرخوار پیام تبریک و تلگراف شادباش فرستادند و فرزندان سعد وقاص به پایکوبی مطبوعات دلخوش کرده بودند و رخسار ناپاک زادگان ذی الجوشن نشان از ظفر به خود گرفته و نه اینان، بلکه تمامی جبهه باطل به سرور نشسته بود کـــه: دلاوران رزمنده، رزمندگان دلیر، محبان الله، سپاهیان محمد به رزم آمدند و کربلای 5 را آغاز کردند دژها یکی پس از دیگری سقوط کرد، آقای ریگان هشدار داد، با دستپاچگی تمام و به بهانه حفاظت از کنفرانس سران اسلامی ناوگان های خود را به خلیج فارس روانه کرد.
   
صدام نامه سرگشاده صلح به مردم ایران فرستاد، عربستان نوید محرمانه استعفای صدام را مخابـره کرد و ... اما اینها همه کشک است.
    
مردم! امام ما گفت، آمریکا هیچ غلطی نمی کند، مردم! امام ما گفت، این جنگ اگر 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم، مردم! دنیا دروغ میگوید، صدام دروغ میگوید! متوجه باشید که برای کفر جهانی تحمل پیروزیهای شما مشکل است و برای بدست آوردن پیروزی باید خودمان را آماده کنیم! برای تحمل مرارتها باید آماده شویم و این مرارتها در راه خدا شیرین است و قابل تحمل! خداوند اجر مردم صبور را ضایع نخواهد کرد، اما کی؟! در زمان صدر اسلام، با همۀ اعتقاد و ایمان و استحکامی که داشتند گاهی سختی و شدت بر مسلمانان آنقدر زیاد می شد که می گفتند متی نصرالله، یعنی پس این یاری خدا، کی هست و این مشکلات کی تمام می شود؟
  
اما باید گفت امتحان خدا سخت و یاری خدا نزدیک است! چنانکه می فرماید (( الا إن نصر الله قریب)) آماده باشید و استقامت کنید که یاری خدا نزدیک است.
   
تاریخ استخراج از نوار   12/06/1393
  

سخنرانی سید علی میرباقری (فرماندار نطنز) در راهپیمایی سراسری محکومیت آل سعود،در زمان حمله وحشیانه به حجاج بیت الحرام ایرانی در سال 66

   
بسمه تعالی
 
سخنرانی سید علی میرباقری (فرماندار نطنز)، در راهپیمایی سراسری محکومیت آل سعود،در زمان حمله وحشیانه به حجاج بیت الحرام ایرانی در سال 66
 
مقدمه سخنرانی:
من به تمام جهان با قاطعیت اعلام میکنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل همه ی دنیای آنها خواهیم ایستاد و تا نابودی تمامی آنان از پای نخواهیم نشست،یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتری که شهادت است می رسیم،
این، پیام امام به دنیای استکبار است، و امروز مردم مسلمان ما در سراسر ایران حرکت کرده اند تا به نوکران آمریکائی آل سعود بگویند، مکه معظمه نقطه شروع حرکت جهانی انقلاب اسلامی است و خطوط رمی استعمار از کشورها و سرزمین های اسلامی را پریروز شهدای مکه ترسیم کرده اند، و شروع این خط، خط مرگ بر آمریکا و مرگ براسرائیل است. (شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل جمعیت حاضر)
بسم الله الرحمن الرحیم
 سلام و درود بر ارواح پاک و طیبه شهدای انقلاب اسلامی و همه رهروان خط خونین و سرخ شهادت، بخصوص شهدای اخیر مکه مکرمه، که در کنار حرم امن خدا و در کنار حرمین شریفه، در اوج مظلومیت به شهادت رسیدند! درود بر روح پاکشان که با خون سرخ و پاک خود، خط مبارزه جهانی بر علیه استکبار متعفن را ترسیم کرده اند، درود بر معلولان شهیدی که با خون مطهر خود بر در و دیوار مکه نوشتند که آمریکا در برخورد با حرکت انقلاب اسلامی در دنیا، معلول و ناتوان گشته و همانند سگ هار که آخرین لحظات حیات خود راطی میکند، به همه جا و همه چیز گاز می زند! درود برزنان قهرمانی که با شهادت خود،شاهد شدند تا در فردای تاریخ  شهادت دهند که طرفداران حقوق بشر، چگونه جواب لا اله الا الله را با گلوله و چوب و سنگ پاسخ دادند، و چگونه تاوان مرگ بر اسرائیل گفتن، این دشمنان قسم خورده خانه خدا، مرگ و نابودی است،
و درود برشما مردم که عزم خود را جزم کردید تا دندان های آمریکا را در دهانش خرد کنید، و نظارگر شکوفایی گل آزادی و توحید و امامت در جهان اسلام باشید! درود بر شما که ریگان را دیوانه کردید و او را اینچنین دیوانه وار به عکس العمل وا داشته اید!
کاخ سفید در رویاروئی با ایران اسلامی بترتیب در دو ماجرای مک فارلین و استارک ضربات سختی را متحمل شد، و به صورتی بسیار وسیع و گسترده آبرو و اعتبار سیاسی خود را در دنیا از دست داد، آمریکا عامل بحران مسائل داخلی و خارجی خود را، ایران را می داند و در نتیجه در صدد است تا با تکیه به هر اهرمی بحران خود را به خارج از مرزهایش منتقل کند،
آمریکا با ابزارهای سیاسی موجود در دنیا، و اعزام زنجیره ای مورفی،مدیرکل وزارت خارجه آمریکا به حوزه خلیج فارس و سفرهای جان وارنر و جان گلن و دیگر سناتورهای آمریکایی و سران نظامی، نه تنها اینکه بن بست سیاسی خارجی را نگشود، بلکه بعد از 7 روز رفت و آمد پی در پی سناتور های آمریکائی، حاصل این بود که علاوه بر درصد بالای مخاطرات، رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس هم اکنون نسبت به پایداری آمریکا در منطقه تردید دارند!
آمریکا بعد از این نتیجه منفی که در خلیج فارس گرفت به سراغ اجلاس سران هفت کشور صنعتی غرب رفت و در واقع دومین میدان مانور آقای ریگان برای جلب حمایت متحدین خود در قبال ایران، عملا تبدیل به باتلاق متعفنی شد که بوی متعفن سیاسی آن، خود ریگان را هم آزار داد و بحران سیاسی کاخ سفید را بیشتر کرد
و شواهد و قرائن اکنون بیانگر این است که آمریکا به خاطر محدودیتهای شدید سیاسی در خلیج فارس و بن بست مرگبار سیاسی که در ارتباط با واقعه خلیج فارس نصیب خود کرده است،کم کم عنصر نظامی را به معادلات خود در قبال خلیج فارس افزوده است
در شرایط حاضر، ماهیت سیستم حاکم بر آمریکا علیرغم بعضی بحث های سیاسی متضاد ظاهری کاربرد نیروهای نظامی را بعنوان یک راه حل مقبول پذیرفته است، اما از زاویه آمریکا چهار مانع جدی در مقابل این روند وجود دارد،
الف: آمادگی اذهان سیاسی دنیا که سخت مشغول هستند این آمادگی را بوجود بیاورند، اظهارات اخیر ریگان و وحشی خواندن ایرانیان، بیانیه های اخیر شورای امنیت، واقعه اخیر نمایندگی سیاسی ایران در انگلستان و فرانسه که با توجه به توانایی هایی که آمریکا در این رابطه خواهد داشت به نظر می رسد تا اندازه ای موفقیت هایی هم داشته است و یک دیپلماسی فعال را طلب می کند تا بتواند در مقابل با آن، مبارزه کند،
ب: شرایط جغرافیایی سیاسی ایران و موقعیت حساس خلیج فارس و مشکلات رنگارنگی که حمله نظامی به ایران برای دنیا آغاز خواهد شد و آمریکا سخت تلاش می کند این شرایط را به نفع خود تغییر دهد، هماهنگی هایی که اخیرا در موضع آمریکا و شوروی در قبال خلیج فارس و جنگ ایران و عراق بوجود آمده است
فشارهایی که به دولت سوریه وارد شده و می شود برای اینکه وی را به عراق نزدیک کنند و جنگ تبلیغاتی که مطبوعات دنیا مدتی در ارتباط با ملاقات صدام و حافظ اسد داشتند، مواضعی که لیبی در قبال جنگ، گاه و بیگاه اتخاذ کرده است! واقعه شارجه در امارات و واقعه دیگری که در روزهای آینده به وقوع خواهد پیوست، همه نشانگر تلاش همه جانبه و پیگیری برای حل این معادله سیاسی است که هجوم به ایران از نظر خودشان جرقه ای را در جایی ایجاد نکند! غافل از اینکه بقول نخست وزیر کشورمان، شلیک یک گلوله به سوی ایران مواجه خواهد شد با انفجار همه مناطق حساس دنیا که شعله های این انفجار از آسیا تا آفریقا و از اروپا تا آمریکا، دامن همه آمریکاییان بی گناه و با گناه را خواهد گرفت و شخص ریگان نیز از شعله آن مصون نخواهد ماند! اگر آمریکا نیرو در گرانادا پیاده می کرد و دیوانه وار عربده می کشید، و یا به لیبی حمله می کرد، به این خاطر بود که گرانادا یا لیبی از نظر موقعیت جغرافیائی در موضعی نبودند که به کانون های آمریکائی همجوار حمله کنند، در صورتیکه در خلیج فارس ضربه زدن به کانونهای جنوب خلیج فارس امری روشن و بدیهی است! عبدالله بشاره دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، زمانی حضور نظامی احتمالی آمریکا در خلیج فارس را برای کشور های جنوب خلیج فارس، بوسه مرگ خواند، و اکنون گریبان همه این کشور ها در دست نیروهای ماست تا هر آن که اراده کنند بوسه های خود را از گونه های کوچک و بزرگ آنان برگیرند، و رسوایی آن را تقدیم به پدربزرگ بی غیرتشان ریگان نمایند!
ج: انگیزه های بسیار قوی عقیدتی و اعتقادی مردم ایران در رویارویی با آمریکا و اعتقاد مردم به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و شاید این بهترین عامل و مانع برای هجوم نظامی آمریکا باشد، آمریکا از مدت ها قبل همه توان خود را بکار گرفت تا از راه های مختلف این انگیزه را از بین ببرد، مردم را نسبت به انقلاب بدبین کند،اعتقاد عمیق مردم به روحانیت مبارز را سلب کند،بین نظام و مردم شکاف ایجاد کند، مردم را دلشکسته و خسته کند فلذا نسخه های متعددی نوشت و دست عوامل داخلی خودش داد! از حرکت های نظامی ضد انقلاب تا اقدامات سیاسی گروه های مخالف بگیرید تا حرکت های فرهنگی و اخلاقی در سطح جامعه و از همه مهم تر یکی از اقداماتی که به موازات تشدید وقایع خلیج فارس در داخل کشور توسط همین عوامل تشدید پیدا کرد مسئله ایجاد تورم و گرانی و بالا بردن صعودی قیمت مایحتاج مردم بود که برادران می دانند با آغاز سال 66، روز به روز مایحتاج عمومی مردم وضعی سرسام آور و عجیب به خودش داده است،
علت این امر چند مسئله می تواند باشد،
کسر بودجه دولت، به خاطر وضعیت نفت در سال های محاصره اقتصادی و جنگ، دولت معمولا با کسر بودجه مواجه بوده است، وجود کسر بودجه و تداوم آن پدیده ای است که منجر به افزایش قیمت ها می شود، که این قابل پیش بینی است، ساختار بودجه ای کشور، چیزی نیست که بتوان یک روزه آن را تغییر داد، و نیاز به زمان دارد.
افزایش قیمت بعضی از کالا ها و خدمات ارائه شده از طرف دولت، مثل: نفت، بنزین، گازوئیل، آب و برق که عمده کالائی هستند که دچار گرانی شدند، افزایش قیمت مواد سوختی و آب و برق بر مبنای تبصره های31 و 33 بودجه سال 66 انجام گرفته است
براساس این دو تبصره، به منظور اجرای طرحهای عمرانی وزارت نفت و نیرو، مجلس اجازه داده است که از محل منابع داخلی، این دو وزارتخانه منابع مالی مورد نیاز خود جهت طرح های عمرانی خود را تامین کند
افزایش قیمت مواد سوختی دو اثر عمده بر رشد تورم دارد، از یک سو بطور مستقیم باعث رشد قیمت ها و کرایه حمل و نقل و خدمات می شود و از سوی دیگر، با بالاتر رفتن هزینه سوخت کارگاه ها و مراکز صنعتی و کارخانه ها و تولیدات کشاورزی، باعث افزایش قیمت ها خواهند شد و این هم اجتناب ناپذیر است. مسئله دیگر سیاست پولی اتخاذ شده از سوی نظام بانکداری است، در سیاست پولی سال 66، تاکید شده که بانک ها در کارهای تولیدی و صنعت و کشاورزی سرمایه کنند، ظرفیت اقتصادی کشور در اجرای طرح های عمرانی ارتباط مستقیم با درآمد ارزی کشور دارد، هرچه درآمد ارزی بیشتر باشد ظرفیت اقتصادی کشور برای اجرای کارهای تولیدی و عمرانی بیشتر است، حال اگر درآمد ارزی پائین باشد ظرفیت اقتصادی کشور برای اجرای طرح های عمرانی پائین می آید و سرازیر کردن پول بانک ها برای اجرای طرح های عمرانی، یعنی ظرفیت اقتصادی کشور را بالابردن و در نتیجه، اخلال در سیاست پولی کشور و حاصل آن تورم و...
 (متاسفانه ادامه نوار این سخنرانی موجود نیست!)
   
 (تاریخ پیاده کردن از نوار 17/6/93)

سخنرانی سیدعلی میرباقری در سمت فرماندار نطنز در جمع نیروهای بسیجی در جبهۀ شلمچه در مهر ماه سال 1366

بنـام خــدا
 
سخنرانی سیدعلی میرباقری در سمت فرماندار نطنز در جمع نیروهای بسیجی در جبهۀ شلمچه در مهر ماه سال 1366
 
بسم الله الرحمن الرحیم قل إنما اعظکم بواحده، أن تقوموالله، مثنی و فرادی * صبا آیه ی 45
خداوند تبارک و تعالی می فرماید که من فقط یک موعظه به شما می کنم، یک موعظه ای که واعظش خداست و آورنده موعظه پیغمبر اکرم (ص) است. این موعظه باید اهمیتش زیاد باشد و آن این است، أن تقوموالله مثنی و فرادی، اینکه قیام کنید برای خدا، برای اقامه حق، قیام کنید! لازم هم نیست که اول اجتماعی درست کنید، و انسان بعد که اجتماعات درست کرد بعد قیام کند، یکی یکی هم مشمول موعظه خداوند است، مثنی که حداقل جمع است، هست! فرادی هم هست! میزان این است که انسان تشخیص بدهد که لله هست، این قیام برای خداست، این قیام، اگر برای الله شد و برای خدا شد از اینکه تنها هستیم، از اینکه امکاناتمان کم است، از اینکه اجتماعمان کم است و حتی نیست، باکی نیست! نگرانی نیست، قیام کنید!
مردهای تاریخ بسیاریشان تنها ایستادند در مقابل قدرت ها. حضرت ابراهیم تنها ایستاد و بتها را شکست که وقتی آمدند دیدند کسی جز ابراهیم در شهر نبود، و گفتند پس او اینکار را کرده است، تنهایی قیام کرد در مقابل بت پرست ها و در مقابل سلطان وقت و از آنها نترسید، برای اینکه قیام برای خدا بود.
حضرت موسی، یک شبانی بود، شبان حضرت شعیب بود، و تنهایی مأمور شد که  برود و قیام کند، منتهی ایشان از خداوند خواست که برادرش هم باشد آنوقت شد مثنی، اول خودش قیام کرد، بعد برادرش هم همراهش شد، در مقابل دستگاه جبار فراعنه، پیامبر اکرم، از اول که قیام کرد تنها قیام کرد و تنهایی تبلیغ به اسلام کرد، اول همسرش که در خانه بود حضرت خدیجه به او ایمان آورد و بعد حضرت امیر ایمان آورد و بعد از 13 سال تازه توانست کس و کاری آن هم محدود پیدا کند.
در زمانی که در زمان حضرت رسول مسلمانان جنگ با کفار می رفتند، ساز و برگ نظامی نداشتند، چند نفرشان مثلا یک شتر داشتند، ده تا شمشیر شکسته و زنگ زده داشتند، یکی دوتا اسب داشتند، اما چون قدرت ایمان داشتند و قیام برای خدا میکردند، توانستند امپراطوری روم و ایران که از قدرت های بزرگ دنیای آن زمان بودند، ساز و برگ نظامی داشتند، فیل داشتند، توپ داشتند انواع و اقسام امکانات نظامی داشتند را بشکنند و اسلام را ببرند تا روم و اروپا و اسپانیا و سراسر دنیا، و دنیای الحاد و استکبار آن زمان هم کوچکترین کاری را نتوانست انجام دهد، و در ارتباط با جنگ فقط از این مقدمه این نتیجه را بگیرم، اگر برای خدا و بخاطر رضای خدا با ایستید که انشاالله می ایستید، آمریکا و شوروی، تکنیک مدرن، بمباران شهرها و این همه خلاصه دنگ و فنگ و ابزارهای پیچیده نظامی، هیچ کاری نمی کنند، جنگ بدر در تاریخ تکرار می شود، 3000 نفر در مقابل 300 نفر می ایستند، اسب دارند، شتر دارند، تیر و کمان دارند، طبل و دهل دارند، زن و شعر و ساز و آواز دارند، حریر یمنی دارند، درفش و پرچم دارند، غرور و تکبر دارند، اما پایان جنگ دروازه شهر مکه سیاه پوش می شود! در سر هرخانه ای پرچم سیاه به نشانه ی عزا برافراشته می شود! ابوجهل، نمی دانم یا ابولهب، از شکست سختی که بقول خودشان از یک مشت پابرهنه گرسنه، شکست خورده اند، دق می کند و می میرد و ابوسفیان کمرش شکسته میشود! تلاش کنیم به خاطر خدا کار کنیم، به خاطر خدا بجنگیم، با ایمان و عشق، بجنگیم والله پیروزیم، والله پیروزیم، دنیا اگر از بمب اتمی هم استفاده کند، قدرت خدا از بمب اتم و غیر اتم بیشتر و بالاتر است، تزکیه کنیم نفس خودمان را! جنگمان را خالص کنیم! مطمئن باشید که پیروزی از آن ماست. انشاالله با روحیه نظامی عمل کنید که پیروزی نزدیک است!
تاریخ استخراج از نوار 12/06/93  
 
 
 

سخنرانی در جمع ستادهای گرامیداشت دهه فجر سال 1366

 

به نام خدا
 
سخنرانی سیدعلی میرباقری درسمت فرماندار نطنز
درجمع ستادهای گرامیداشت دهه فجر انقلاب اسلامی در محل سالن اجتماعات فرمانداری نطنز در سال 1366
با سلام ودرود به ارواح پاک وطیبه شهدای انقلاب اسلامی وبخصوص عزیزانی که درهمچون ایامی درسال 57 خون گرم خویش را نثار پیروزی انقلاب اسلامی کردند،ضمن عرض تبریک آغاز پربرکت ایام مبارک دهه فجر،
عموما در مسائلی که انسان اقدام می کند،یک قسمش اینطور است که انسان باید ملاحظه کند که دراین عملی که میکند،نتیجه مثبت حاصل می شود یا خیر،آیا میرسد به مقصدی که دارد یا نه،وپس از بررسیها و تحقیقات اگر مطمئن شد که به آن مقصد میرسد،اقدام میکند و اگر نه اقدام نمیکند،یک قسم از مسائل اینطوری است،یک قسم از مسائل هم هست که انسان تکلیف دارد از طرف خدا!دراصل مطلب یک تکلیفی هست ونتایجی هم احتمال میرود حاصل نشود،در این مسائلی که آدم تکلیف دارد که اقدام کند،دیگر نباید ما در آن مسائل علم به اینکه یک نتیجه ای،یک مطلبی را ما می خواهیم حاصل میشود،این دیگر لازم نیست علم پیدا کند،انسان دنبال این است که آن تکلیفی که با واردشدن به آن تکلیف عمل بکندو فقط تکلیفش را انجام میدهد و دنبال نتیجه کار از نظر عقلی نیست!
حضرت امیرسلام الله علیه که قیام کردند برضد معاویه،البته می خواستند به این که معاویه را ساقط کنند ویک آدم عادلی را،آدمی که غاصب نیست ومال مردم خور نیست او را بزنند کنار ویک آدم منطقی را برمسند قدرت بنشانند،اما اصل اقدام حضرت امیر،یک تکلیف شرعی بود که باید قیام کنند به این امر و به مردم بفهمانند که این ظالم است و باید اینطور اشخاص نباشند و ایشان قیام کردند ومنتهی به این شد که موفق نشدند،حضرت سیدالشهداء قیام کردند برضد یزید وشاید اینطور هم بود که خوب،اطمینان به این بود که موفق به اینکه او را از سلطنت خلع کند،نشود و اخبارش هم همینطور است که ایشان مطلع بودند،که رژیم یزید با آن زرق وبرقش به این زودی ساقط نخواهد شد،و این به این معناست که برضد یک رژیم ظالم باید قیام کرد،تلاش کرد،کشته داد وزن وفرزند را هم به اسارت برد!
الان وضع انقلاب ما با دولت صدام حسین همین معنا را پیدا کرده است،صدام حسین کافر است،ضد اسلام است،ضد قرآن است،ضد حرمین شریف است،باید با او مبارزه و جنگ کرد،صدام شاید عنوان اسلام را بیدک بکشد،شاید تظاهر به اسلام بکند،اما آدم ظالم ومنفوری است،معاویه هم امام جماعت بوده،هم امام جمعه،اینطور نبوده که معاویه اصلا نماز نخواند،ویا روزه نگیرد و مسجد نرود،اتفاقا مسجد میرفت،نماز هم میخواند و بامسلمان هم میرفت روزجمعه و نماز جمعه می خواند و همه شاید مسائل شرعیه را برحسب صورت انجام می داده است،لکن از باب اینکه آدم ظالمی بوده است،مال مردم را میگرفته و آدم کشی و حق کشی میکرده است،و از اینکه به ناحق برمسند حکومت تکیه کرده بود وبرآن مسند بطور ظالمانه حکم میکرد،از این جهت حضرت امیر قیام کرد ولی نرسیدند به نتیجه،ولی به تکلیف عمل کردند،تکلیف این بود که با یک چنین آدم پستی باید مبارزه کرد
الان هم وضع صدام همین است،برحکومت نوپایی حمله کرده است،دست خودش را به خون مردم بی دفاع آلوده کرده است،به مقدسات ما توهین کرده است،سربازان مست به دختران معصوم هویزه وبستان تجاوز کردنند و زنده زنده به گورکردند،حرمین شریف را بمباران کرده،روحانیت مظلوم عراق را زندان و اعدام و اخراج و شکنجه کرده است واگر آزادش بگذاریم به همه مقدسات انسانی تجاوز میکند،برما واجب است که جدیت کنیم واین را ساقط کنیم،احتمالش را حتی اگر بدهیم که موفق نشویم! هیچ لازم نیست که یقین کنیم،ما احتمال این معنا را میدهیم بلکه بیشتر از احتمال که این جنگ انشاالله به پیروزی خواهد رسید وبرفرض اینکه حالا نتوانیم و زورمان نرسد،همان است که حضرت امیر هم نتوانست،یعنی جنگ کرد وهجده ماه هم جنگ خونین که از طرفین عده زیادی کشته شدند ودرنهایت موفق نشدند،معاویه را ساقط کنند،ما از اینکه بکشیم ویا کشته شویم،باکی نداریم،ازاینکه خانه هایمان را خراب کنند ترسی نداریم،برای اینکه ما برای انجام تکلیف و وظیفه عمل میکنیم،ما وظیفه داریم با آنهایی که اساس اسلام را هدف قرارداده اند جنگ و مبارزه کنیم،و کشته هم بدهیم خرابی هم بدهیم،زمان پیامبر هم همینطور بود،پیغمبر هم وقتیکه یک حکومتی را می خواست کنار بزند و یاکفار قریش را می خواست کنار بزند،خوب جنگهای زیادی کرد در بعضی جنگ ها موفق بود در جنگ هایی هم ناموفق! اشخاص بزرگی مثل عموی پیامبر کشته شد،عمارها و یاسرها کشته شدند،ولی در هر جهت پیامبر به وظیفه اش عمل کرد،ما باید با متجاوز بجنگیم اگر پیروز شدیم انشاالله که خدمتی به آینده، به اسلام،به بشریت،به تاریخ و به همه کردیم و اگر خدای ناخواسته نتوانستیم،تکلیف را انجام دادیم،یعنی در فردای قیامت پیش خدا روسفیدیم که واقعا عمل کردیم،حرکت کردیم و دستمان نرسید و نتوانستیم این کار را بکیم،ما خلاصه عمله و عمال خدائیم،اینکه صدام سرنگون بشود،اسلام پیروز شود،مسیر تاریخ عوض شود،مستضعفین پیروز شوند،جزء مقاصد ما هم هست اما مقصد اصلی رضای خداوند متعال است،
حال ممکن است این جنگ به قول امام بیست سال طول بکشد و در آخر هم از نظر ظاهری شکست بخوریم آنوقت یکی بگوید چه شد،مثل اینکه شما بعنوان یک مسلمان،20 سال، 30 سال نماز بخوانید،بعد یکی به شما بگوید،خوب چه شد،این همه نماز خواندی،چه شد خوب ما هدفی جز اطاعت خدا،رضایت خدا و انجام خواست خدا نداشتیم،خدا گفته بود انجام بدهید،ما هم انجام دادیم، چی شد مال مسائل مادی و دنیوی است،تکلیف الهی چه شد و چی شد،ندارد!
امروز وظیفه بشریت است،وظیفه کشور های منطقه است،وظیفه مردم مسلمان عراق است که به ظالمی که به هیچ کس رحم نمی کند،اساس اسلام را مورد هجوم قرار داده است اساس روحانیت و قرآن را هدف قرار داده است،برهمه تکلیف است قیام کنند و بگیرندش،محاکمه اش کنند و بعد هم در دروازه تاریخ به دارش بکشند،تا درس عبرتی باشد برای آیندگان!
 از طرفی،چرا کاری نشده است؟!،از بعد مادی اگر بخواهیم بررسی کنیم،شما می بینید که هرچه از تاریخ جنگ و انقلاب می گذرد،خصیصه الهی آن در جداکردن حق از باطل وبرملاکردن نفاق ها ودوری ها بیشتر آشکار می شود
چهره نفاق آمریکا و شوروی و به تبع آنها اقمارشان در ایجاد جنگ و تداوم جنگ تحمیلی! این عناصر اگر چه از روز نخست نقش اصلی را داشتند و گرداننده اصلی بودند و در واقع صدام را آمریکا و شوروی تطمیع کردند و او را احمق یافتند،اما پیوسته اعلام می کردند که ما نسبت به جنگ ایران و عراق بی طرف هستیم،بیانیه می دادند،مصاحبه می کردند و خودشان را به موش مردگی می زدند که ما هیچ کاره ایم،اما هرچه زمان گذشت هرچه جنگ طولانی تر شد،چهره ها بیشتر افشا شد،ابرقدرتها یکی پس از دیگری نقاب از چهره برداشتند،و خودشان را افشاء کردند ودرنهایت منتهی شد به اینکه ریگان رسما بیانیه داد و احساس خطر کرد،آمریکا رسما اعتراف کرد که آواکس های آمریکائی در منطقه و ماهواره های مخابراتی اطلاعات نظامی در اختیار رژیم عراق قرار می دهند
بی ارزش کردن فرمول بلوک شرق و غرب
در قبل از پیروزی انقلاب و قبل از شروع جنگ،همه ملت های تحت ستم،باورکرده بودند که برای مبارزه با شرق وتفکر مارکسیستی باید به دامن غرب پناه برد و یا برای مبارزه با غرب و طرز تفکر امپریالیستی باید به دامن شرق پناه برد،بطوریکه انقلابی گری،در ایران خودمان شده بود چپ گرائی،هرکس می خواست ادای انقلابی در ایران دربیاورد،حتما خوب سبیل استالینی می گذاشت و سنگ چپ را به سینه می زد،اما بعد از پیروزی انقلاب و بخصوص جنگ،همه این فرمول ها به هم ریخت،برای مردم دنیا ثابت شد که شرق و غرب بمانند یک قیچی هستندکه بریک محور می چرخند و هماهنگ با هم ویکنواخت،حرکت های مردمی و آزادی خواهی را قیچی می کنند آنها قبلا این فکر را جاانداخته بودند که تمام معادلات سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،نظامی دنیا باید در دستگاه های آنها حل وفصل شود ولاغیر. اما امروز این توازن ایجاد شده که بلوک شرق و غرب برای خودشان فراهم آورده اند،به هم خورده،دیریازود شرق و غرب باید بروند دنبال کارخودشان،وبه همین خاطر نخست وزیر فرانسه اعلام می کند تنها یک بمب ساعتی است که جهان غرب را تهدید می کند و آن گسترش اسلام بنیاد گرائی در سراسر خاورمیانه است،و این بمب های تروریستی که در پایتخت های غرب منفجر می شود ترقه ای بیش نیستند،
مطرح شدن اسلام به عنوان یک طرز تفکر برتر،
در یکی دوقرن اخیر،الگوی حرکت نهضت ها همواره مأخوذ از مکاتب غرب یا شرق بوده و منبع تغذیه جوانان ما شد اندیشه های شرقی یا غربی،اما امروز مکتب ناب اسلامی بعنوان یکی از مکاتب فکری برتر در حال مطرح شدن است.
(متاسفانه نوار دوم سخنرانی در دسترس نیست!)
(تاریخ استخراج 27/5/93)

سخنرانی در جمع اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مصلای نطنز در سال 1367

بسمه تعالی
سخنرانی سید علی میرباقری، فرماندار نطنز
در جمع اعضاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مصلای نطنز در سال 1367
 
در دو سال پیش به مناسبتی در همین مکان به همه مردم و کارمندان عرض کردم،که بهترین زمان برای حضور در جبهه، هم اکنون است و نتیجه گرفتم که اگر جمهوری اسلامی ایران نتواند سرنوشت جنگ را با سرعت تعیین کند و اگر مردم نتوانند با حضور مستمر و مداوم خود در جبهه ها، جنگ را به پایان ببرند، آمریکا با حل مشکلات سیاسی خود در دنیا، و با کشاندن اعراب به دشمنی مستقیم با انقلاب اسلامی و نزدیک کردن آن ها به اسرائیل و تبدیل یک جبهه واحد در مقابل انقلاب اسلامی، زمینه را برای حمله نظامی به ایران اسلامی آماده خواهد کرد، و آنچنان زمینه ای را بوجود خواهند آورند که از زمین و هوا و دریا به کشور ما حمله می کنند و آنوقت زبان اعتراضی هم در جوامع بین المللی شنیده نمی شود، و اکنون متاسفانه به خاطر عدم تحرک نظامی مستمر در جبهه ها، این شرایط که خواست امپریالیسم آمریکا بوده است فراهم شده است، بعد از گذشت دوسال، از آن صحبتی که با مردم شهرستان نطنز داشته ام، امروز، فرانسه را به عکس العمل رسمی و مستقیم در مقابل نظام اسلامی کشیدند، انگلیس را وادار به قطع رابطه سیاسی با ایران کردند، فاجعه خون بار و خونین مکه را بوجود آوردند و آتش خشم و دشمنی میان دو کشور را شعله ور ساختند، کویت را مجبور کردند تا میزبان آمریکایی ها شود و مستقیما خود را عامل اصلی ورود آمریکایی ها به خلیج فارس بداند، دلال رسمی آمریکا و اسرائیل را وادار کردند تا کنفرانس سران کشورهای عرب را برگزار کنند و علنا بین اسرائیل و اعراب اتحاد برقرار کردند و جبهه عرب را بر علیه ایران اسلامی بسیج کردند و حتما شما شنیدید که در این قضیه برگزاری این کنفرانس، دم خروس پیدا شد و وزیرامور خارجه سوریه گفته بود، نامه ای داشتیم از آمریکا به سران عرب،که شما وظیفه دارید خطری که الان کشورها را تهدید میکند گوشزد نمائید و خطر فعلی اسرائیل نیست، شما مسئله جهت گیری مقابل اسرائیل را ضعیف کنید و قضیه را برگردانید به ایران،و دستور صریح داده بودند که یکی از مفاد قطعنامه تان باید قطع ارتباط با ایران باشد. از سال های قبل کلیه فعل و انفعالات سیاسی و نظامی در منطقه خاورمیانه و حتی در دنیا، همه و همه و یا حداقل درصد بالائی از آن در ارتباط با جنگ ایران و عراق بوده است و همه در جهت رسیدن به یک مقصد و آن ایجاد یک زمینه لازم سیاسی و نظامی برای حمله به ایران بود، و مسئله هم امروز برای دنیای استکبار مسئله جنگ عراق علیه ایران نیست، مشکل دنیا، مشکل صدام نیست. بقول خودشان، بنیاد گرایی اسلامی است! اگر ما امروز با عراق هم جنگ نداشتیم، این مشکل رودرروئی با آمریکا را داشتیم، هدف آمریکا حفظ صدام نیست، بلکه هدف آمریکا همان چیزی است که وایبنرگر وزیر جنگ سابق آمریکا اعلام کرده بود آمریکا می خواهد ریشه ملت ایران را بخشکاند، هدف آمریکا آن است که رئیس جمهور اسرائیل، اخیرا در کنگره آمریکا گفت و آن این بود که آنقدر خطر عرب را در مقابل اسرائیل بزرگ نکنید، به فکر خطر ایران باشید، امروز بزرگترین خطر برای اسرائیل خطر بنیاد گرایی اسلامی است! خطر بزرگ اسرائیل، اسلام است نه عرب، ملک حسین، این دلال رسمی آمریکا و اسرائیل در کنفرانس سران عرب اعلام می کند، اگر اعراب نتوانند اختلافات موجود بین خود را حل و فصل کنند، باید منتظر باشند تا مسائل آنان از قم اداره شود، عرفات می گوید من درک میکنم که مسئله فلسطین باید در مرحله دوم اهمیت قرار گیرد و...!
ای خاک بر سر سران کشور های عرب،خاک بر سر مدافعان دروغین ملت فلسطین. مردم، ما امروز وارد یک مرحله ای کاملا جدید شدیم و آن مقدمه درگیری شدید مسلحانه بین اسلام و کفر است، این ها از یکسال و اندی پیش فکر می کردند که بدون اینکه خودشان را مستقیما وارد معرکه و جنگ کنند می توانند با عوامل شناخته شده و شناخته نشده خودشان این موج خیزش اسلامی را سرکوب کنند، و اوضاع را برگردانند به همان 10سال و 15 سال پیش، اما امروز با یک کابوس وحشتناک مواجه شدند، و آنقدر این کابوس وحشتناک و گیج کننده است، که کشتی باربری را علیرغم همه ادعاهای پرطمطراق خود، و علیرغم همه ادعاها مبنی بر داشتن چشم الکترونیکی و آواکس های خبری و اطلاعاتی، بجای کشتی جنگی به راکت می بندند، قایق های ماهیگیری را بجای قایق های تندروی جنگی میگیرند، محموله های امنیتی شناور در خلیج فارس را بعنوان اداوات پیچیده جنگی بمب باران می کنند و حرکت هایی را از خود بروز می دهند که به اعتقاد آگاهان نظامی، چیزی جز یک وحشت حاکم بر سربازان آمریکایی مستقر در خلیج فارس نیست، و امروز با نزدیک شدن ایران به نقاط حساس خلیج فارس، و عملیات درون مرزی ایران در نقاط کردنشین عراق و خالی شدن شمال عراق و نیز متزلزل شدن حاکمیت عراق در مرکز کشورش به این نتیجه رسیده اند که وعده مقاومت صدام پوچ و بی اساس بوده است و هم اکنون خودشان به میدان آمدند، تا حالا هم این به میدان آمدنشان نتیجه ای جز رسوایی برای حاکمان آمریکا نداشته، ابهت نظامی شان از بین رفته، امنیت را از خلیج فارس بردند، عوامل شان را رسوا کردند، وزیر دفاعشان آقای واینبرگر را فدا کردنند! به دنیا و به رزمندگان ما نشان دادند که نبض اقتصادی دنیا در خلیج فارس است، و در طی اقامتشان در خلیج فارس، آنقدر خسارت اقتصادی برای دنیای غرب به وجود آوردند که به قول آقای هاشمی رفسنجانی هیچ کامپیوتری توانایی محاسبه آن را ندارد، وضع را برای صدام بدتر کردنند و باعث شدند که تظاهرات 13 آبان پیش آمد، بسیج عمومی مطرح شد، اعلامیه 10 ماده ای شورای عالی پشتیبانی جنگ پیش بیاید. و...
  
(متاسفانه بقیه نوار کاست خراب شده است و امکان پیاده کردن آن نیست)

سخنرانی در شهرضا، اسفند 1368

  
بسمه تعالی
سخنرانی سید علی میرباقری در شهرضا (بعنوان فرماندار شهرضا)
درتاریخ اسفند 1368
 
از جمله ابعادی که انسان دارد،یک بعد انسان،همین صورت ظاهری انسان است،همین که می بیند،می خورد و می آشامد و حرکت می کند و حرف می زند وبطور کلی کلیه اموراتی که انسان برای استمرارو ادامه حیات خودش انجام میدهد.و در این بعد،انسان با کارهایی که حیوانات دیگر می کنند فرقی ندارد، همین مقداری که می بینید انسان در عالم طبیعت زندگی می کند،سایر حیوانات نیز زندگی می کنند!تولید مثل می کنند،بشکلی تنفس می کنند و بشکلی ادامه حیات میدهند،نباتات و جمادات هم همینطور! می بینید که این صورت انسان با زندگی حیوانات و نباتات یکسان است و اگر از این دریچه به انسان نگریسته شود و انسان از این دیدگاه مورد مطالعه و بررسی قرارگیرد دقیقا یک حیوان و موجود مادی و طبیعی است!اما این انسان،بعد دیگری هم دارد و خصوصیاتی دارد،اختصاصاتی دارد که سایر موجودات ندارند،این انسان یک مرتبه باطن،یک مرتبه بالاتر از عقلانیت و یک نهاد الهی و ماوراء ماده و مادیت به صورت قوه و بالقوه درآن هست،و از اول، سرشت انسان هم هست.که این انسان از این نیروی بالقوه،این نیروی به ودیعه گذاشته در نهاد وسرستش اگر استفاده کند از عالم ماده و عالم حیوانی سیرمیکند و می رسد به آنجایی که وهم و خیال هم نمی تواند برسد،و بقول امام می رسد به آنجایی که در صحیفه طبیعت و هنر تخیل و عرصه تعقل قابل درک و فهم نیست،و می رسد به آنجایی که می تواند خلیفه الله برروی زمین شود،که این بعد از ابعاد انسان را بعد الهی یا بعد معنوی میگوئیم،پس انسان دو بعد دارد یکی مادی و دیگری معنوی. بعد مادی انسان با زمین و طبیعت ارتباط برقرار می کند و بعد معنوی انسان به عالم بالا و ماوراء طبیعت.بعد مادی انسان لازمه زندگی است.چون انسان بعنوان یک موجود کره ارض خلق شده است و باید برروی این کره زندگی کند و باید با مادیت و طبیعت سنخیت داشته باشد،و بعد معنوی و الهی دارد،چون از این عالم نیست و دیریا زود می رود،
 اعتقاد اسلامی همه ما این است که این طبیعت،این جهان مادی،برای انسان جز یک گذرگاه و عبور و پل حرکت نیست، انسان از عالم خاک نیست، دنیا توقف گاهی است که چندروزی بیشتر نمی توان در آن زیست کرد،منتها بعضی از انسان ها،زیرک و باهوش هستند و از دنیا به اندازه توشه راه،دلبستگی پیدا می کنند، بعضی ها هم ممکن است تحت شرایطی راه را گم کنند و بیش از آنچه که مورد نیاز هست خود را سرگرم دنیا کنند، خوب حالا که انسان از بدو تولد، دو بعد مادی و معنوی دارد،و این دو بعد به صورت بالقوه در وجود اوهست چگونه می توان آنها را به طریق اصولی به فعل درآورد؟!
با تربیت!هم بعدی مادی وهم بعد معنوی انسان در صورتی که تحت تربیت مناسب قراربگیرد،می تواند این ابعاد وجودی خود را بطوریکه مناسب زندگی باشد را به منصه ظهور برساند،هم بعدی مادی نیاز به تربیت دارد و هم بعد معنوی!بعد مادی نیاز به تربیت دارد و مربی آن طبیعت با همه مجموعه هایش هست، شما اگر برای امرار مثلا کشاورزی می کنید، به یک شکل کشاورزی را یاد گرفته اید و بالاخره یک مربی داشته اید اگر خواندن و نوشتن را انجام می دهید،حتما معلم داشته اید ،اگر حرکت می کنید،می خورید و می آشامید همه این حرکات در مجموعه ابزاری است که در طبیعت وجود داشته،شما این حرکات را با استفاده از مربی یادگرفته اید و درمجموعه افعالی بنام تعلیم این حرکات را آموخته اید،
در بعد معنوی هم تا تعلیم و تربیت نباشد امکان ندارد،این نیروی بالقوه تبدیل به فعل شود، در بعد معنوی هم انسان نیاز به تربیت دارد،این انسانی که می خواهد از گذرگاه سخت مادیت عبورکند و به اندازه کافی علیرغم همه مظاهر فریبنده وزیبنده دنیا،دلبستگی به دنیا و به بعد مادی خود، راه گم نکند وگرفتار نشود! خدا هم می گوید:انسان پیوسته در خطر خسران و ضرراست بنابراین، این انسان در این بعد هم نیاز به راهنمایی دارد نیاز به مربی دارد،
و اینجاست که دیگر علمای طبیعت، شیمی دان ها،فیزیک دان ها،جامعه شناسان و روانشناسان نمی توانند،مربی و راهنما باشند،اینها تا مرز جهان مادی و درمحدوده تخیل و فکر انسان می توانند نظر بدهند،وتز بنویسند،مراتب الهی را اینها دیگر نمی توانند بفهمند وبفهمانند ونشان دهند،و چون نمی دانند دردچیست وماهیت را نمی توانند بفهمند، پس نسخه هم نمی توانند بنویسند، چون یک طبیب وقتی می تواند نسخه بنویسد که درد را بفهمد اگر نفهمد که نمی تواند دارو تجویز کند،
شما الان یک سیری در دنیای متمدن امروز،دنیای مدرن صنعتی وفنی بکنید،دنیای که 80 سال آینده خود را پیش بینی می کند،دنیایی که کرات آسمانی را به تسخیر خود درآورده است،در همه زوایای علمی پیشرفت کرده است،خوب چه باید کرد؟،چگونه باید از مفاسد علم جلوگیری کرد؟،درد دنیای متمدن امروزی را چگونه باید درمان کرد؟
و این طبیب را از کجا باید آورد؟!انبیاء! ادیان الهی! معرفت معنوی الهی!انبیاء آمدند تا این انسان را به آن مراتبی که کسان دیگری و علمای طبیعت نمی توانند،آن مراتب را اطلاع پیدا کنند،و انسان را تربیت کنند آن مراتب را تربیت بدهند و مربی کنند،
تمام علمای طبیعت به هر مرتبه ای که برسند،آخرادراکشان،همین خصوصیات علم ماده است از عالم ماوراءآن جهان دیگر چیزی نمی فهمند!ودر نتیجه پیامبران از جانب خدا آمده اند تا این راه را بپیمایند و مربی شناخت انسان از جهان دیگر و سفر به سوی خدا باشند،
خوب، این پیامبران که برای هدایت ما آمده اند،برای رهبری ما آمدند،برای تربیت ما آمدند،نسخه شان چیست؟ راهنمائی شان چیست؟ سمت وسو درنشان دادنشان کدام است؟ تزوتئوری شان چیست؟! مهندس ساختمان می گوید،اگر می خواهید ساختمان سه طبقه بسازید،نوع مصالح این باید باشد، نوع آهنی که بکار می رود بایدمثلا نمره چند باشد و الی آخر،یا یک شیمی دان می گوید اگر می خواهی مثلا اسید بسازی،باید فلان ماده را با فلان ماده ترکیب کنی،اسید بدست می آید،یک طبیب می گوید اگر می خواهی سالم باشی و مریض نشوی این نسخه را که من تجویز می کنم ، استفاده کن مریض نخواهی شد، خوب این پیامبران چه آورده اند؟چه می نویسند؟چه دستوری می دهند تا انسان به خدا برسد، تا انسان مسیر الی الله بشود. و...
    
(تاریخ استخراج از نوار 25/5/93)

سخرانی در جمع دانشجویان شهرستان نطنز 27-12-66

سخنرانی سید علی میرباقری در سمت فرماندار نطنز در تاریخ 27/12/66
در جمع دانشجویان شهرستان نطنز هنگام حملات موشکی صدام بر علیه شهر ها معروف به جنگ شهر ها

 
این روز ها چند مسئله اساسی در سطح جهان و کشورمان در مورد جنگ شهر ها مطرح است که لازم است من تیتروار به آنها اشاره ای داشته باشم
1-مسئله جنگ عراق علیه ایران، که این روز ها برگ سیاهی بر کتاب قطور جنایت نامه استکبار در ایران اسلامی افزود شده و آن جنگ مجدد شهرها از طرف عراق است، گذشته از ماهیت و چگونگی آن، دو سئوال عمده امروز در سطح دنیا و مردم خودمان مطرح است و آن این است که چرا در این مقطع این حرکت شروع شد و بالاخره راه حل کدام است؟ آیا مردم باید شاهد باشند و هرروز موشک بر سرشان ببارد و شاهد کشته شدن عزیزان و کسان خود باشند یا اینکه بالاخره به شکلی این مشکل را باید بر طرف کنند، در مورد سئوال اول باید گفت:
علت شروع حملات مجدد عراق، بر مناطق مسکونی، در این شرایط و موقعیت دو عامل محوری است، یکی شرایط بین المللی، دیگری شرایط داخلی کشورمان! در مورد شرایط بین المللی، عوامل مختلفی وجود دارد که دنیای استکبار و شرق و غرب را واداشت تا عراق را تشویق به این اقدام کنند،
الف:مسئله انقلاب مردم فلسطین، در روز هایی که گذشت دنیا شاهد حرکت انقلابی مردم مسلمان فلسطین و سرزمین های اشغالی بود که چگونه بناهای ساخته شده بریخ و برف نوکران استعمار را در هم فروریختند و با شعار نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی بر سر اشغال گران فلسطین هجوم بردند، و پیام آزادی و مظلومیت خود را با سند دست های شکسته شده با چوب، پاهای بریده شده با تبر،سفره های متلاشی شده با فشنگ و بدن های پودر شده با آتش به سراسر دنیا مخابره کردند، اسرائیل به وحشت افتاد و با دستپاچگی اعلام کرد که آماده است زمین را با صلح و امنیت معاوضه کند، شولتز سراسیمه عازم سرزمین های اشغالی شد و اعلام کرد که با خشونت و سختی باید مبارزه کرد و...
و این ها مصمم شدند که با نهایت قساوت و بیرحمی به جنگ با مردم بی دفاع برخیزند، آنها را به زیر تانک بریزند، بکشند، دست و پاها را با تبر قطع کنند ، دختران جوان فلسطینی را بسوزانند، مسلمانان را تیر بار کنند و چشمان آنان را از حدقه بیرون آورند، و...
اما برای این کار خود نیاز به یک پوشش خبری داشتند که افکار مردم جهان جریه دار نشود و نیاز به یک آلترنایتو خبری داشتند تا خبر این جنایات به دنیا مخابره نشود و خلاصه اینها از مخابره جنایات خود در هراس بودند، کما اینکه در خبر ها هم شنیدید که سران اسرائیل اعلام کرده بودند که خبرنگاران نیایند از وقایع تظاهرات فلسطینی هاگزارش و خبر تهیه کنند، و لذا آقای صدام را دستور دادند که این پوشش خبری را برای اسرائیل با حمله موشکی به تهران و شروع مجدد جنگ شهرها، ایجاد کند، و شما می بینید، که توجه مردم دنیا امروز از فلسطین متوجه تهران و ایران شد و تقریبا تیتر تمام خبرگذاری ها و سخن روزشان، این روز ها جنگ عراق علیه ایران است، یک عامل در انتخاب زمان
2- شما می دانید که این روزها کشور های عضو ناتو با سر افکندگی و شرمساری یکی پس از دیگری، آب های خلیج فارس را ترک و هرکدام به بهانه های مختلف جیم فنگ شدند، آمریکائی ها که با آن زرق و برق خبری و با کلی ابهت نظامی و سیاسی به خلیج فارس آمده بودند تا تکلیف جنگ را یکسره کنند امروز دست از پا درازتر دنبال راه فرار می گردد و در حال فراری شدن است، فرار آمریکا از خلیج فارس می بایست بی سروصدا و به دور از خبر خبرگذاری ها و دوربین فیلم برداران و تلکس خبر گذاری ها انجام می گرفت و آمریکا واقمار آمریکا باید به گونه ای از خلیج خارج می شدند که کسی متوجه نشود که چگونه و کی رفتند و چرا رفتند! بهترین راه حلی که می شد پیدا کرد تا آقایان بدون دغدغه خبری و به دور از جو سازی های تبلیغاتی بر علیه آنها و بازتر کردن واقعیت انجام داد، این بود که در دنیا باید یک مسئله داغ خبری پیدا کرد تا این وقایع یا مخابره نشود و اصلا تحلیل و تبیین نشود، ویا اینکه اگر هم شد در صدر اخبار و توجه عامه مردم نباشد که می بینید همینطور هم هست، متاسفانه حتی مطبوعات و رسانه های گروهی خودمان هم به آن توجه ندارند و من در این چند وقت در هیچ یک از روزنامه ها و خبر های رسانه ای و حتی مصاحبه های مسئولین سیاسی کشورمان هم ندیدم،فلذا دومین مسئله کشاندن افکار عامه از خلیج فارس به تهران و بغداد بود، این هم عامل دوم برای انتخاب زمان.
3-مسئله سوم، شورای همکاری خلیج فارس و نزدیکی ایران به کشور های حوزه خلیج فارس بوده عمان،امارات، کویت، قطر و دیگر کشورها وقتی دیدند که از حضور آمریکا در خلیج فارس نتیجه ای نگرفتند وحتی آسیب هم دیدند،ضد امنیت را به کشورهای خود بردند،احساسات مردم خود را تحریک کردند، کم کم به این نتیجه رسیدند که حداقل درشعار نشست هایی را با سران ایران داشته باشند ، که این گفتگوها، صدام ودرپس آن،سران استکبار را سخت به وحشت انداخت و اگر گزارش های رادیو بغداد را همان روزها گوش می کردید، می دیدید که عراق سخت هراسان و گلایه مند از دوستان عرب خود است و لذابه خاطر اینکه قوت قلبی به این کشورها بدهد و خودش را و حربه جدید نظامی اش را دوباره در اذهان کشور های خلیج زنده کند، دست به این حرکت جدید توخالی زدتا همه خودش را و همه دولت های عرب را روحیه بدهد! این هم عامل سوم
4-مسئله چهارم، مسئله افغانستان و خروج نیروهای شوروی از افغانستان و کنفرانس ژنو و جایگزینی دولت ائتلافی به جای دولت فعلی افغانستان و خلاصه هیاهوی افغانستان است که این روزها در شرف انجام است، سران استکبار و به خصوص شوروی خیلی تمایل دارند که این مسائل در وهله اول به دور از اذهان عمومی جهان، هم به خاطر شکست فضاحت بار شوروی در افغانستان و هم به خاطر پنهان کردن دم خروس در حکومت آینده نگه بدارند و از طرفی به خاطر نفوذ شدید ایران بر بعضی از گروه های سیاسی افغانستان موضوع را به دور از مواضع سیاسی ایران حل و فصل کنند، که برای این کار هم نیاز به پوشش خبری برای دنیا و هم مشغله فکری و سیاسی و نظامی برای ایران داشتند و لذا با حرکت جدیدشان در جنگ، این پوشش و مشغله را ایجاد کردند
5-در شورای امنیت صحبت از تصویب قطعنامه ی جدیدی علیه ایران و آن تحریم تسلیحاتی یا شاید اقتصادی
علیه ایران است، هدف ایجاد فشار چند جانبه به جمهوری اسلامی ایران به منظور تن دادن به فشارهای محافل استکباری در زمینه خاتمه جنگ و چشم پوشی از خواسته های به حق آن انجام گرفته است، دیدار ها و رفت و آمد های فشرده یک دهه اخیر که در سطوح بلند پایه میان پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل و مقامات بغداد و پاره ای از کشورهای عربی صورت گرفت حاکی از هماهنگی قبلی به منظور بهره برداری از نتایج و پیامد های حاصل از تحولات ناشی از جنگ شهر ها می باشد. و...

سخنرانی در روز عاشورا سال 1365

 

بسمه تعالی

خلاصه سخنرانی، فرماندار نطنز(سید علی میرباقری)
روزعاشورای محرم الحرام سال 1365 هجری شمسی در جمع عزاداران شهرستان نطنز

تاریخ اسلام، سراپا درس است و عبرت ، و چیزی که در لابلای صفحات خون رنگ و خون چکان آن،به خوبی پیدا و هویداست و از برجستگی خاصی برخوردار است ، مظلومیت تشیع است ، که خود دلیلی محکم بر حقانیت اوست ، در واقع از همان زمانی که محمد ابن عبدالله (ص) ، از طرف پروردگار متعال ماموریت ابلاغ کامل ترین دین الهی را برگزید ، مخالفین و مشرکین و کفار پی به عظمت اسلام بردنند ، و دانستند که دیگر عرصه بر نافرمانی ها و دنیا پرستی ها به شدت تنگ خواهد شد ، و حقیقتی را در آن یافتند که تا آن زمان در هیچیک از ادیان الهی مشاهده نکرده بودنند، به همین دلیل برای انکه حیات خود را در خطر می دیدند وحدت شومی بین یهود ونصاری و بت پرستان برای منزوی کردن اسلام و نابودی آن به وجود آوردند،وبا شرک و نفاق از هر وسیله ممکن در این راه استفاده نمودند! بعد از اینکه دیدند قدرت محو درخشش این خورشید تابان را ندارند ، مستقیما به جنگ با مسلمین پرداختند مسلمانان صدر اسلام را به زنجیر کشیدند ، هنگامی که مجبور به تسلیم در برابر قدرت خدایی آن گشتند، در لباس نفاق در آمدند، و نقاب اسلام خواهی را بر چهره زدنند و به اسم اسلام و به عنوان طرفداری از اسلام ریشه اسلام را نشانه رفتند ، شنیده اید ، که هنوز جسد پاک رسول خدا، دفن نشده بود، هنوز بدن گرم پیامبر اسلام سرد نشده بود، که جماعتی به اسم اسلام و دلسوزی برای مسلمین دورهم نشستند، و وصی پیامبر و امیر مومنان را از خلافت حق به اسم شورا کنار گذاشتند، فاطمه زهرا این بانوی بزرگ اسلام را، این پاره تن رسول خدا را ، دختر گرانقدر پیامبر، را با سیلی قدر دانستند و او را پهلو شکستند ، و جوی ساختند که بهترین زنان عالم را شبانه و مخفیانه به خاک سپردند، و هنوز که هنوز است، شما مردم نمی دانید قبر مادر امام حسین کجاست!
علی (ع) را پس از دور نگه داشتن از خلافت، دست بستند، و بر او تهمت ها و نارواها زدند، و در زمان حکومت با او به جنگ برخاستند و از دین خدا خارج شدند، و او را در اوج مظلومیت، به شهادت رساندند، و چی مظلومیتی بالا تر از این ، که وقتی امام در محراب مسجد شهید شد، مردم مسلمان آن زمان از همدیگر می پرسیدنند، مگر علی نماز هم می خواند که در محراب کشته شده ؟!علی را با مسجد و محراب چه کار!؟
و شما مظلومیت تشیع را در همه ادوار تاریخ از آغاز تا به امروز مشاهده می کنید! با حسن مجتبی کاری کردند که حتی جنازه او هم از تیر باران مصون نماند، و با حسین این فرزند عزیز زهرا ، یادگار علی (ع)، سالار شهیدان و ارباب همه مظلومان، کاری کردند که آسمان تیره و تار شد، زمین بر خود لرزید و برای همیشه تاریخ اسلام را عزادار کردند، و شما مردم در هر دهه عاشورا به دور هم جمع می شوید تا یاد آن مظلومیت ها، آن خیانت ها و ظلم ها را زنده نگه دارید، آفرین بر شما مردم، درود بر شما مردم، اما ای زن و مرد، ای بزرگ و کوچک، بیدار باشید، هوشیار باشید که اگر سنت شهادت را فراموش کردیم و به مقبره داری شهیدان پرداختیم، بدانید که مرگ سیاه را گردن نهاده ایم، اگر خدای نا کرده به جای شیعه علی بودن آی مرد ها، وبه جای شیعه زینب بودن، آی زنها، یعنی پیرو شهیدان بودن، فقط عزادار شهیدان شدیم و بس ، بدانید که در عزای همیشگی خواهیم ماند، در صورتیکه امام حسین با همه هستی اش در کربلا آمد تا در کنار فرات در محکمه همیشه تاریخ، شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ، شهادت بدهد به نفع همه محکومان جلادان تاریخ،
حسین با علی اکبرش به کربلا آمد تا شهادت بدهد که در نظام جنایت ، و در دنیای ظلم و جور و عربده جوئی ، جوانان چگونه باید قهرمانانه بمیرند!
با کودک شیر خوارش ، نشان داد و شهادت داد برای دفاع از اسلام، چگونه باید حلقوم کودکان شش ماه پاره شود!
وبا زینبش ، به کربلا آمد تا اعلام کند، در نظام ظلم، چگونه زنان باید قافله داران اسیران باشند و بازمانده شهیدان و پیامبران خودشان!
و امروز این حسین است که فریاد می زند : «هل من ناصر ینصری»! امام حسین در روز عاشورا ، پس از اینکه همه عزیزانش را در خون می بیند، و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش ، کس دیگری را نمیبیند ، فریاد می زند آیا کسی هست مرا یاری کند، و انتقام بگیرد
این سئوال ، سئوال از فردای تاریخ بشری است ، و این پرسش از آینده است ،از همه ماست و امروز حسین پیرو می خواهد ، شیعه می خواهد!،شهید می خواهد! شاهد می طلبد! و در واقع دعوت حسین از همه کسانی است که برای شهیدان حرمت و عظمت قائل اند،
و این خطاب به شماست! صحنه کربلای امروز جبهه هاست!خلیج فارس است! مردم!ای همه!ای هرکه با این خاندان پیوند و پیمان داری، و ای هرکس که به پیام محمد ایمان داری!، پیام شهیدان کربلا را بشنو!،بشنوید که گفته اند هر روز عاشورا و هر سرزمین کربلاست، بشنوید که گفته اند کسانی می توانند خوب زندگی کنند،که می توانند خوب بمیرند و امروز خلیج فارس مبارز می طلبد.
ای همه کسانی که به پیام توحید به پیام قران، و به راه علی و خاندان او معتقدید،خاندان حسین پیامشان به شما، این است: اگر دین دارید، دین، و اگر دین ندارید، آزاده باشید.

سخنرانی در جمع معتمدان شهر نطنز (تیر ماه سال 1365 )

بسم الله الرحمن الرحیم

سخنرانی در جمع معتمدان شهر نطنز درتیر ماه سال 1365
واقع در هنرستان تازه تاسیس صنعتی نطنز در سمت فرماندار نطنز


با سلام و درود بر ارواح پاک و طیبه شهدای انقلاب اسلامی و با سلام به همه بندگان پاک خدا ،تشکر می کنم از همه شما مدعوین محترم که دعوت رئیس آموزش و پرورش شهرستان نطنز را پذیرفتید ودر این جمع، شرف حضور دارید، قطعا قبول زحمت و قبول دعوت شما عزیزان ناشی از حسی و احساسی است که آن ناشی از مسئولیت اجتماعی شماست،شما امروز مسئولید در مقابل حاکم کردن قانون خدا ،شما امروز مسئولید در مقابل محرومان دنیا ،شما امروز مسئولید در مقابل بشریت ، شما امروز مسئولید در مقابل تاریخ ، شما امروز مسئولید در مقابل آیندگان،در مقابل همه خون هایی به ناحق ریخته ای که در طول تاریخ بشریت ریخته شده،در مقابل همه تلاش هایی که اولیا خدا و بندگان صالح خدا برای استمرار عدالت و حاکمیت عدل و قسط انجام داده اند،شما مسئولید در مقابل مردم لبنان ، مردم مظلوم فلسطین ،مردم محروم افغانستان ، کشور های افریقائی ، همه وهمه شما مسئولید در مقابل امام،شهدا و رزمندگان و...

شما اگر نماز می خوانید،در این نماز شبانه روز چندین بار از خدا می خواهید که خداوند شما را به راه راست هدایت کند نه راه آن کسانی که مورد خشم و غضب خداوند واقع شده اند ، بلکه راه بندگان صالح خدا، راه پیامبران ، راه ائمه، راه پیامبران و ائمه و بندگان نیک خدا ، راه تلاش برای حاکمیت قانون خدا !
اگر روزه می گیرید یکی از فلسفه های آن به فکر محرومان و گرسنگان بودن است و امروز نظام ما در جهت تلاش برای رهایی محرومان دنیاست.
اگر خمس و زکات می دهید در جهت اجرای عدالت و قسط اسلامی است، و امروز نظام ما به همین جرم مورد هجوم است ، اگر حج می روید یکی از اهداف آن رساندن پیام آزادی و آزاد اندیشی به دنیاست. و امروز مردم ما و دولت ما به همین اتهام تحت فشار وبمباردمان تبلیغاتی و سیاسی و نظامی است. و اگر جهاد می کنید به خاطر نفی نظام سلطه و زور در دنیاست که نظام ما پرچمدار اصلی و اساسی و واقعی آن است.
و اگر امر به معروف و نهی از منکر و تولی وتبری می کنید به خاطر پابرجائی آئین خدای و مکتب الهی است، و همه این مسئولیت های شخصی و صنفی منتهی می شود به مسئولیتی بزرگتر که همان مسئولیت اجتماعی است، باید کمر خم نکنید، باید بایستید، باید صورت خودتان را با سیلی سرخ نگه دارید، باید مقاومت کنید، باید مبارزه کنید، تلاش کنید، همت کنید و به تعبیر امام سیلی دوم را به صدام و به شرق و غرب بزنید. می پرسید چگونه؟ با شرکت در جنگ؟! بله با شرکت در جنگ! لابد می گوئید نمی توانیم، بهانه می آورید، زن داریم، توان نداریم، کاری از دستمان ساخته نیست ، و هزار و یک بهانه دیگر،خوب!من می گویم پشت جبه که می توانید، اینجا که از توانتان خارج نیست، اینجا که از دستتان بر می اید ، حال که دولت در گیر جنگ است حال که امکانات روانه جبه هاست ، حال که دشمن شب و روز مراکز اقتصادی ما را هدف قرار می دهد، حال که هزار و یک توطئه رنگارنگ در دنیا بر علیه ما مطرح می کنند تا نظام ما را بشکنند ، ما که می توانیم به دفاع از جنگ و دولت و نظام ،کمبود های خودمان را حل و فصل کنیم،چرا نکنیم!
خانه خودمان که وظیفه مان است ! کجا؟! هنرستان صنعتی نطنز! امسال راه اندازی شده ، نیاز به 120 هزار تومان پول دارد، در همین جلسه ، تامین کنید و بعد تشریف ببرید تا جلسه بعدی ، خدا را هم شاهد می گیرم که من گفتم ، چشم های شما من را دید و گوش های شما حرف من را شنید، فردا وقتی بانگ ملائکه الله بلند شد و فریاد بر آمد ، من شاهد دارم که در مقابل شهدا، وظیفه ام را انجام داده ام و به شما گفته ام که هنرستان نطنز مشکل دارد.


والسلام

همچون گذشته به تکلیف انقلابی خود عمل می‌کنم ( مهر ماه 84)

   
بنده عضو هیچ گروه و حزبی نبوده و نیستم و در طول بیش از 28 سال فعالیت اجرایی و علمی خود سعی بر آن داشته‌ام که با توکل بر ذات لایزال الهی خدمتگزاری به مردم شریف کشورم را سرلوحه فعالیت‌های خویش قرار دهم
دکتر سیدعلی میرباقری مشاور ارشد معاون وزیر کشور در پاسخ به خبرنگار مردم و جامعه در خصوص حضور در انتخابات مجلس هشتم گفت: با تمام توان خود دوستان و همفکرانم در انتخابات شرکت می‌کنیم.
وی در ادامه اظهار داشت سوابق مبارزانی و همچنین مدیریتی بنده به گواه بسیاری از افرادی که با عملکرد اینجانب آشنایی دارند، نشان داده که همواره رهرو و حامی اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه بوده‌ام و قانون اساسی و مبانی نظام مقدس جمهوری اسلامی را همواره به عنوان راهبرد تمامی شئون زندگی خویش قرار داده‌ام لذا در هر صحنه‌ای که تداوم بخش خون شهدا باشد حضوری فعال و پررنگ خواهم داشت.
دکتر میرباقری افزود, از آموزه‌های دینی و تاسی به ائمه عصمت و طهارات فرا گرفته‌ایم که همواره حامی و پیور عملی ولی فقیه زمان خویش باشیم که نه تنها به این امر افتخار می‌کنیم بلکه همواره آماده دفاع از حریم ولایت بوده و هستیم.
وی اظهار داشت بنده سرباز نظام هستم و از ابتداسی خدمت خود را وقف مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده‌ام و در هر سنگری که نظام بدان نیاز داشته باشد. حاضر به خدمتگزاری بود‌ه‌ام و خود را جزئی از این انقلاب و نظام می‌دانم و در تمامی عرصه‌های زندگی به تکلیف انقلابی خود عمل می‌کنم.
میرباقری با اشاره بر لزوم حضور همه جانبه مردم در انتخابات مجلس هشتم اظهار داشت: انتخابات مجلس هشتم عرصه‌ای دیگر برای حضور همه جانبه مردم و تجدید میثاق با خون شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و بنیانگذار کبیر انقلاب و همچنین تجدید عهد با مقام معظم رهبری است که مردم هوشیار و همیشه در صحنه نیز همچون گذشته با صلابت و شور مثل‌زدنی خود در این عرصه نیز حاضر خواهند شد و دشمنان نظام را مایوس خواهند کرد.
وی در پاسخ به سئوالی در خصوص وابستگی حزبی و گروهی به دستجات و گروه‌های سیاسی اظهار داشت: بنده عضو هیچ گروه و حزبی نبوده و نیستم و در طول بیش از 28 سال فعالیت اجرایی و علمی خود سعی بر آن داشته‌ام که با توکل بر ذات لایزال الهی خدمتگزاری به مردم شریف کشورم را سرلوحه فعالیت‌های خویش قرار دهم و معتقدم که خدمتگزاری به مردم بدون وابستگی سیاسی و جناحی نیز امکان‌پذیر خواد بود و در هر سنگری مشغول به خدمت باشم، خدمتگزاری و اصلاح امور سرلوحه فعالیت‌هایم خواهد بود.
دکتر میرباقری در پایان با اشاره بر حضور خود در عرصه انتخابات مجلس هشتم گفت: بنده به عنوان عضوی از نظام که بخشی از سنین جوانی خود را در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل سپری کرده و در کوران خدمتگزاری به مردم نیز تمام تلاش خود را جهت اعتلاء و سربلندی نظام مقدس جمهوری اسلامی بکار بسته‌ام وظیفه شرعی، عرفی و انقلابی خویش می‌بینم که در انتخابات حضور پیدا کنم و امیدوارم به عنوان یک خدمتگزار بتوانم در عرصه انتخابات حاضر باشم.
  
 

بلد نیستند کرج را استان کنند ( چهارشنبه سوم بهمن 86)

* گفتگو با روزنامه "نقد حال " و همچنین در جمع کثیر اهالی خونگرم مشکین دشت
  
دکتر سید علی میرباقری چهره نام آشنایی است که اعتماد شهروندان کرج به او در انتخابات ششمین دورۀ مجلس شورای اسلامی ایران، توانایی‌های او را به دور از تبلیغات کاذب، فرافکنی‌ها و عوام‌فریبی‌های رایج، نمایان شد. وی در آن انتخابات در حالی بیش از 44 هزار رأی کسب کرد که رقبای اصلی وی فاطمه کروبی و میرطاهر موسوی بودند. دکتر میرباقری گرچه در آن زمان نیز عضو هیچ یک از جناح‌های سیاسی و حزبی نبود اما بواسطه نظرات کارشناسی و ارایه راه‌‌کارهای عملی جهت رفع مشکلات و معضلات شهرستان کرج، مدیریت و ادارۀ بهتر جامعه به طور مستقل نگاه‌ها را به خود جذب و معطوف ساخت. از آن دوران قریب به 8 سال می‌گذرد و کارنامۀ پربار او به علت فعالیت در عرصه‌های مدیریتی کلان‌تر و موثر، پربارتر شده است.
دکتر میرباقری به عنوان یک استاد دانشگاه، مدیری با تجربه، دارای راه‌کارهای عملی و اجرایی و برنامه‌های کاربردی جهت ادارۀ بهتر جامعه و رفع و مدیریت مشکلات کشور و شهرستان کرج است.
او پله‌های مدیریتی را نه بر اساس اتفاق و حادثه، که بر پایۀ روندی منطقی و پله به پله طی کرده است و در تمامی عرصه‌های مدیریتی اعم از اجرایی و ستادی، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی، نقشی موثر داشته و تجربه‌ای کم‌نظیر کسب کرده است. مسئولیت در نهادهایی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دادستانی انقلاب اسلامی، جهادسازندگی، مدیریت هلال‌احمر در شهرستان خوانسار، فرمانداری شهرستانهای شهررضا و و نطنز،  شهردار منطقه 8 تهـــــــــــران  و مدیر کل منابع درآمد و خودکفایی شهرداری تهران، مسئوولیت در بنیاد شهید انقلاب اسلامی، مشاور استاندار سمنان، مدیرعاملی شرکت بازرگانی صنایع دستی ایران، مدیر کلی امور مجلس و پارلمان وزارت کشور و مشاور ارشد حوزه معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت کشور از جمله سوابق مدیریتی و اجرایی دکتر میرباقری است که در هر یک از این سمت‌ها منشأ تحول و تاثیر بوده است.
وی اکنون علاوه بر مشاور ارشد حوزۀ معاونت حقوقی و پارلمانی وزارت کشور، استاد علوم سیاسی برخی از دانشگاه‌های کشور است. نکتۀ قابل تمایز در بیان دیدگاهها و نظرات دکتر میرباقری جهت حل معضلات مشکلات و ادارۀ بهتر امور جامعه و مدیریت برخورداری از پایه‌های قوی علمی، عملی و اجرایی فارغ از تبلیغات کاذب است که نگاهی گذرا بر سوابق و آثار مدیریتی او مؤید این برداشت است.
دکتر سیدعلی میرباقری با توجه به تجارب گسترده در عرصه‌های مختلف و شناخت زوایای پنهان و آشکار معضلات شهرستان کرج در جمع شهروندان مشکین‌دشت به بیان نظرات کارشناسی خود در این زمینه پرداخته است:
  
"مشکل جامعه ما سوءمدیریت است، مردم چرا به کار نمایندگان مجلس نظارت نمی‌کنند؟"
دکتر میرباقری در جمع عدۀ کثیری از شهروندان مشکین دشت با تعبیر واژۀ سیاست به معنای علم اداره جامعه و نه سیاست‌بازی تاکید کرد که مدیریت و اداره کردن جامعه یعنی بارور کردن و هدایت جامعه به معنویت، رفاه، امنیت، آسایش، افتخار، اعتقاد و ایمان.
دکتر میرباقری که بیش از 2 دهه در عرصه‌های مختلف مدیریتی با تمامی این تعابیر به صورت عملی مواجه بوده و در  سوابق و عملکرد او قابل مشاهده است، با لحنی انتقادی گفت: متاسفانه این یک واقعیت اسفناکی است که بعضاً در گوشه وکنار جامعه ما هیچ یک از این معانی که ذکر شد تقریباً محقق نشده است و کمتر قابل دسترسی است.
وی با اشاره به فرمایشات پیامبر اکرم ،حضرت محمد (ص)، مبنی بر اینکه من هیچ نگرانی و ترسی از فقر بر امتم ندارم بلکه نگرانی من از سوءمدیریت است، گفت: فرمایش ایشان یعنی ای مردم و همۀ کسانی که به آیین خدا و رسولش ایمان دارید، اسلام دینی است که یقیناً فقر در آن وجود ندارد و حتماً پویایی، دارندگی، بالندگی، رفاه و آسایش در آن وجود دارد و من به عنوان پیامبر اسلام اصلاً و ابداً هیچ نگرانی از اینکه این امت و تمام کسانی که به آیین اسلام روی آورده‌اند دچار فقر مادی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بشوند، نخواهم داشت.
وی افزود بنده از شما شهروندان سوال می‌کنم که اگر اسلام این قدر دین پرمایه و این  قدر توانمند است آیا وقتی یک نگاه اجمالی به مشکین‌دشت، اطراف کرج و حتی به قلب کرج می‌کنیم، فقر و نگرانی وجود ندارد؟ آیا مسایل ضد امنیتی، تشویش و نگرانی از آینده در بین مردم وجود ندارد، اگر جواب مثبت است پس این گرفتاریها و این مصیبت‌ها را چگونه در آیین و اعتقادات اسلامی جواب بدهیم، بخصوص که امروز نمی‌توانیم مشکلات را بر دوش حاکمیتی بیاندازیم که اسلامی نیست.
دکتر میرباقری اظهار داشت: امروز که ادعای همه ما این است که حکومت ما اسلامی است و فرزندان برومند شیعی و بنی‌هاشم در این کشور مسوولیت و رسالت اداره کشور را بر عهده دارند، با این وجود پس گرفتاری ما کجا است؟
وی با طرح این سوالات و تایید اسلامی بودن حکومت ما از یک سو و تاکید بر اینکه اسلام دین امنیت، آسایش، رفاه، پویایی است از سویی دیگر به تشریح دلیل وجود گرفتاریهای موجود در جامعه ایران پرداخت و گفت مشکل کنونی کشور و جامعه ما در حال حاضر از سوی مدیریت، سوء برنامه‌ریزی، کج‌سلیقگی‌ها، کج‌فهمی‌ها، ندانم‌کاری‌ها، سیاست نداشتن‌ها، برنامه‌ نداشتن‌ها، نگاه بی‌سلیقه به جامعه و عدم شناسایی پتانسیل‌ها و توانایی‌های بسیار و بزرگ مردم و جامعه است.
مشاور معاون وزیر کشور با بیان اینکه صحبتها و انتقادهای من به معنای تخطئه تمام مدیران زحمتکش و دلسوز  به این معنی که اگر بند مسوولیتی را بر دوش بگیریم حتماً از دیگران عمل می‌کنم، نیست،خاطر نشان کرد: البته می‌توانم ادعا کنم و اعتقاد دارم که کرج بزرگ با عمق مشکلات، مسوولیت‌ها و گرفتاریهای عمیق، بزرگ، کهنه و ریشه‌داری که دارد برای اداره مدیریت و هدایتش نیاز به مدیران و مسئولانی توانمند، شجاع با تجربه و کارکشته دارد. وی خطاب به شهروندان تاکید کرد "بگردید، کنکاش و بررسی کنید و فرد و افرادی را که از همه مناسب‌تر و توانمندتر هستند انتخاب کنید."
افکار عمومی با نگاه و توجه کارشناسانه حتی در لابه‌لای سیاست‌بازی‌ها و سیاسی‌کاری‌ها می‌تواند با وجدان بیدار خود انتخابی درست حداقل به صورت نسبی انجام دهد، اگر دست به دست هم بدهیم و با اعتقاد، ایمان و وجدان نه با زد و بند، رفیق‌بازی و استفاده از الفاظ به ظاهر زیبا و توخالی و به دور از بازی‌های کاذب، و اتفاقات ریز و درشتی که روی می‌دهد، بیاندیشیم می‌توانیم حداقل به طور نسبی تصمیم بگیریم و انتخابی کنیم که بیش از همه پروردگار راضی باشد و مسلماً وقتی خدا از مسئله و موضوعی راضی باشد، مردم نیز راضی خواهند بود.
دکتر میرباقری با تاکید بر اینکه مردم بیدار و آگاه ما به نقطه‌ای رسیده‌اند که از حرفها و شعارهای بدون عمل خسته شده‌اند، اظهار داشت: ما در صحنه عمل با مشکل مواجه هستیم. معمولاً فاصلل بین شعار و حرف تا عمل بسیار زیاد است. خدا کند که مردم شاهد این باشند که حرف‌ها، سخنرانی‌ها و شعارها با عمل به مردم همراه باشد.
وی در پاسخ به این سوال که چرا عده‌ای از آزادی بیان و شفافیت حاکم بر جامعه اسلامی ایران سوءاستفاده می‌کنند و اقدام به ارایه شعارهای بی‌عمل می‌کنند، مردم فقط شنونده هستند، مسوولی که همواره شعار می‌دهد و مردم را شنونده صرف می‌داند از دو حال خارج نیست؛ یا خدای نکرده این مسوول یا فرد خود را سوار بر مردم می‌داند که باید پیاده شود و یا نوکر مردم است که معمولاً نوکر حرف می‌شنود. حاکمیت در اختیار مردم و متعلق به مردم است. کارگزاران و مسوولان ، حقوق‌بگیر و نوکر مردم هستند.
وی در خصوص گرایش سیاسی خویش با بیان اینکه سیاست یعنی علم اداره جامعه، تصریح کرد: معمولاً دسته‌بندی‌های سیاسی باید در غالب دیدگاه‌ها و نگرش‌ها باشد، اگر دسته‌بندی‌ها و و گروه‌گرایی‌ها از حیطۀ صداقت، اخلاص و اعتقاد و عمل خارج شود و به سمت منفعت‌طلبی رود، آن وقت است که گروههای سیاسی رنگ و بوی باندبازی، منفعت‌طلبی و سیاست‌بازی به مفهوم مضر و منفی‌اش را به خود می‌گیرند. در این شرایط هیچ انسان متشرع، قانونمند و صالحی نباید به این دسته‌بندی‌هاسی سیاسی اعتقاد داشته باشد چرا که گروههای سیاسی و دسته‌بندی‌ها اگر صرفاً رنگ و بوی سیاست‌بازی، باند‌بازی و ... را به خود گرفت آن وقت است که ابزاری می‌شوند برای مکر و حیله به جهت سواری گرفتن از مردم به هر شکل ممکن.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه تصریح کرد: بنده قطعاً دارای خط، تفکر سیاسی و اعتقاداتی هستم برای اداره بهتر امور جامعه که مختص به خودم است، اما این افتخار را دارم که تاکنون در دسته‌بندی‌های سیاسی گروه‌گراییها و باندبازی‌ها برای منافع باندی و گروهی قرار نداشته‌ام و انشاء‌ا... از این به بعد نیز حضور نخواهم داشت.
دکتر میرباقری ادامه داد: اینکه می‌گویم عضو و وابسته به هیچ حزب و گروهی نیستم به معنای نداشتن دیدگاه سیاسی و تئوری برای ادارۀ امور جامعه نیست، بلکه بنده برای ادارۀ بهتر امور جامعه صاحب تئوری، دیدگاه و نظر هستم، ولی وابسته به تشکیلات خاص، گروه‌ها و احزاب نیستم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا به اعتقاد شما امکان استان شدن کرج و تغییر نگاه شهرستانی مرکز به کرج بیش از 2 میلیونی وجود دارد یا خیر، گفت: در سال 64 که فرماندار نطنز بودم تمامی ادارات و سازمانهای دولتی در این شهرستان 65 هزار نفری که از سه شهر نطنز، با درود و خالدآباد تشکیل می‌شد مستقر شدند و حتی هیچ‌یک از بانک‌ها فاقد شعبه نبودند.
اما ما در سال 86 در مشکین‌دشت 75 هزار نفری چه وضعیت داریم؟ اکثر ادارات مستقر نیستند، اکثر بانک‌ها شعبه ندارند،  ما حتی در مشکین‌دشت فاقد یک درمانگاه مجهز هستیم.
برای اینکه این معضلات از بین بروند و مردم بتوانند با آسایش و رفاه بیشتری که یکی از مفاهیم مدیریت است، زندگی کنند باید ساختار اداری شهرستان کرج اصلاح شود.
دکتر میرباقری گفت: این درست نیست که ما به بهانۀ خدمت به مردم به آنها فشار بیاوریم در حالی که ایران کشوری فوق‌العاده ثروتمندی است، ما درآمد ملی بسیار بالایی داریم، با این شرایط مشکلات موجود مربوط می‌شود به عدم مدیریت و راهبرد اداره جامعه یعنی سیاست به معنای واقعی.
برای اینکه تمامی این مشکلات و نبود امکانات در شهرستان کرج حل شود می‌بایست مشکل استان شدن کرج حل می‌شود.
بدون استان شدن کرج سایر کارها یعنی آب در هاونگ کوبیدن است. دکتر میرباقری حل اکثر مشکلات شهرستان کرج را در گروه استان شدن آن دانست و افزود برای اینکه بتوانیم در شهری مثل مشکین‌دشت با حدود 75 هزار نفر جمعیت خدمات مناسب، اداری، آموزشی، ‌بهداشتی، درمانی، رفاهی و امنیتی مناسبی به مردم ارایه دهیم باید ساختار و سازمان اداری خود را اصلاح کنیم باید شهرستانی که مشکین‌دشت به آنجا وابسته است اصلاح شود.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه با اشاره به مشکلات موجود در داخل کلانشهر کرج، گفت: فردیس بیش از 400 هزار نفر جمعیت شهر نیست و یک منطقه است در حالی که جمعیت همین فردیس از چند استان کشور بیشتر است که برای اداره و مدیریت دارای استانداری، ادارات کل سازمانهای مختلف و تشکیلات عریض و طویلی هستند.
به هر حال برای اینکه وضعیت شهرستان کرج و بویژه شهرهایی همچون مشکین‌دشت بهبود یابدز ما باید مشکل ساختار اصلی کرج را حل کنیم؛ یعنی استان شدن اگر کرج استان نشود وزیر هم نمی‌توانم دستور دهد که فلان اداره در مشکین‌دشت تأسیس شود به این علت که ساز و کار لازم تعریف نشده است.
وی با انتقاد از برخی گمانه‌‌ها مبنی بر اینکه نمی‌شود کرج را استان کرد تاکید کرد چرا نمی‌شود کرج را استان کرد؟ قانون ابزار مدیریت است، قانون را من و شما می‌نویسیم برای بهتر اداره کردن جامعه قانون وحی منزل نیست، قانون که مصنوع بشر و در دست من و شما است.
برای استان شدن یک منطقه یا دولت باید لایحه بدهد زو یا مجلس باید طرح بده و تصویب شود و برای تصویب آن می‌بایست زحمت کشیده کار کرد و استدلال داشت.
چرا تاکنون به رغم شعارها استان شدن کرج در مجلس طرح نشده است؟ دلیلش این است که بلد نیستیم، چون نمی‌دانیم چه طور کرج استان می‌شود دور خودمان تاب می‌خوریم، کار را می‌بایست به کاردان، به کارشناس و متخصص مربوطه سپرد.
تقصیر مردم و شهروندان کرج است که جهت حل مشکلاتشان و مدیریت ادارة امور جامعه کار را به کاردان و کارشناس سپرده‌اند. اگر جهت سپرده کار به کاردان و سپردن ادارة و مدیریت جامعه به کارشناس و متخصص باتجربه همت و تلاش نکنیم و حساسیت به خرج ندهیم مشکلاتمان حل نخواهد شد بلکه روزافزون می‌شود.
اگر نمایندگان توانمند و کاردانی انتخاب شوند تلاش می‌کنند تا فرماندار توانمندتر و متعهدتری را انتخاب کنند و آن فرماندار متخصص‌تر و فهیم‌تر حتماً تلاش می‌کند که رئیس اداره کاردان‌تری را انتخاب کند.
مشاور معادن وزیر کشور خاطر نشان کرد: بله به راحتی می‌توان مسایل را حل کرد می‌شود شجاعت و جسارت به خرج داد. متاسفانه در عالم سیاسی و دولتی هم گاهی نماینده استاندار فرماندار وزیر کشور با یکدیگر رودربایستی و تعارف دارند.
وی با تاکید بر اینکه باید به طرف مشکلات مردم برویم و درصدد حل آنها برآییم. افزود: باید حساسیت به خرج دهیم، باید تحقیق و سوال کنیم و تعارفات دیپلماسی و سیاسی را کنار بگذاریم و به طرف مشکلات مردم برویم. متاسفانه با یکدیگر تعارف داریم و پس از اینکه به کسی رأی می‌دهیم و یا کسی را انتخاب می‌کنیم دیگر به کار او نظارت نمی‌کنیم که وظیفه‌اش را درست انجام می‌دهد یا غلط در حالی که می‌بایست همه ما بر مسائل عمومی نظارت داشته باشیم.
 
 

خلاصه سخنرانی دکتر سیدعلی میرباقری در همایش توسعه مورخ 29/08/93

بنــــام خــدا

خلاصه سخنرانی دکتر سیدعلی میرباقری در همایش توسعه مورخ 29/08/93

توسعه مفهومی فراگیر و انسانی است که تقریباً در تمام دنیا دارای اصولی ثابت و لایتغیر است، یعنی اصول توسعه ازکشوری به کشور دیگر فرق چندانی با هم ندارد، منتهی بستگی به شرایط فرهنگ و تاریخ و مقدورات کشور، ممکن است تحت تأثیر الگوهای مختلفی قرار بگیرد و بسترهای کاربردی و عملی آن تغییر پیدا کند. از این نگاه اصول توسعه جهان شمول و ثابت است. به عنوان مثال یک کشور علاقمند به توسعه، نمی تواند میان علمی شدن و علمی نشدن انتخابی داشته باشد، در حالی که می تواند در نوع مراحل علمی، کیفیت و شیوه علمی شدن اولویت بندی و برنامه ریزی کند.

 توسعه عبارت از "قدرت و توانایی جامعه ای در بهینه سازی امکانات بالقوه و بالفعل مادی و معنوی و انسانی خود در بهره مندی از آسایش و آرامش در زندگی" و یا «استفاده صحیح از نیروها و امکانات بالقوه و بالفعل مادی و معنوی در زندگی» یا «بهبود وضع زندگی مادی و معنوی برای متخلق به اخلاق الهی شدن در زندگی بشری».

با این تعریف، توسعه مفهومی کلی و تنیده در تار و پود سه حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست است و از نگاه توسعه ای، این سه مفهوم قابل تفکیک از هم نیستند و دارای اولویت بندی نمی باشند یعنی اینکه ما نمی توانیم تقدم و تأخری برای آنها قائل باشیم، رابطۀ بین توسعه اقتصادی با دو مفهوم توسعه سیاسی و فرهنگی، رابطه تز و آنتی تز است و این حوزه ها در تعامل ارگانیکی با هم می توانند رشد کنند و به پیش بروند، فلذا توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و یا توسعه فرهنگی مفاهیمی غلط است.  

 با این مقدمه، و با عنایت به تجربه کشورهای توسعه یافته و مشاهدات بشری از توسعه سایر کشورها به هفت اصل ثابت توسعه می رسیم که عبارتند از:

1-      میزان توانایی و چگونگی بافت فکری و قدرت سازماندهی هیئت حاکمه.

2-      توجه به علم و روحیه علمی پیدا کردن جامعه.

3-      نظم و انضباط و ترتیب درکارها و امورات جامعه.

4-      آرامش اجتماعی و اطمینان فرد در جامعه به موقعیت خود.

5-      حاکمیت نظام قانونی و برابری همه افراد در برابر قانون.

6-      نظام آموزشی مقتدر و نوآور.

7-      فرهنگ اقتصادی و نهادینه شدن کار و تولید در جامعه.

که در مورد این هفت اصل صحبت خواهیم کرد.

 

سخنرانی دکتر سیدعلی میرباقری در همایش ملی آثار لایحه جامع وکالت بر توسعه ملی مورخ 29/08/93

بنـــام خــــدا

سخنرانی دکتر سیدعلی میرباقری در همایش ملی تخصصی آثار لایحۀ جامع وکالت بر توسعه ملی

در تاریخ 29/8/1393 در همایش کانون وکـلا

 

انشاء الله روزی برسد در این کشور که مردم ، عقلشان بر احساسشان  غلبه کند و همگی در تحمل آراء و نقطه نظرات دیگران ، تمرین کرده باشیم ! امید دارم به روزی برسیم که مردم و بخصوص نخبگان ، به خاطر زحمتی که برای کار و تولید و بخصوص تولید فکری می کشند ، همیشه خسته ، اما با شور و با نشاط و راضی باشند .

آرزو می کنم که مردم کشورمان ، حداقل برای چهل سال آینده زندگی خود ، برنامه داشته باشند و بتوانند برنامه ریزی کنند و همگی فرق بین 8 و 8 یک دقیقه را بدانیم و برای دقیقه ها و لحظه ها ، ارزش قائل باشیم ! رنگ شاد بپوشیم و قاعده مند و حساب شده ، فکر کنیم و باور کنیم که در روابط انسانی و علوم اجتماعی ، هر سئوالی که مطرح می شود چندین پاسخ متفاوت اما در عین حال منطقی و مستدل وجود دارد .

انشاء الله یاد بگیریم که در همه حال ، عصبانیت خود را به تأخیر بیندازیم و قبل از هر عمل و اقدامی فکر کنیم و در برخورد با افراد ، بجای مقام و قدرتشان ، شأن و شخصیت علمی و فرهنگی و انسانی اش و اثرگذاری اش را مقدم بشماریم . 

دعا می کنم که همه در رفتار قابل پیش بینی ، در گفتار قابل ارزیابی باشیم و همگی معنا و مفهوم تناسب ، درصد ، کارتدریجی ، درآمدملی ، منافع عمومی ، ارزش های ملی ، فرهنگ ملی را بشناسیم و بشناسانیم و همواره و همیشه و در همه حال برای قدرت ملی کشور ، شأن ملی کشور ، حتی در خواب هم اندیشه کنیم ، و بفهمیم که منافع شخصی ، قدرت فردی ، بهداشت و سلامت خانوادگی ، فرهنگ و شأن و موفقیت اختصاصی ، همگی ریشه در منافع و قدرت و شان ملی دارد ، و بدانیم که ویژگی های کشور – ملت ، از جمع جبری و یا ماتریسی ویژگی های مختلف و متعدد آحاد مردم یک کشور تشکیل می گردد .

فلذا اگر خواهان توسعه ایم ، قبل از هر کس و هر چیزی ، خودمان باید توسعه پیدا کنیم که توسعه کشور در گرو توسعه تک تک آحاد آن جامعه است و این من و شمائیم که بنای توسعه آینده را پی می ریزیم – چه توسعه قضایی و چه توسعه اقتصادی و چه هر توسعه ای .

 خوب ! همایش ، همایشی است ملی که در مورد بررسی آثار لایحۀ جامعه وکالت بر توسعه ملی بحث می کند و قرار است اینجانب در مورد شاخصه های توسعه ، یا اصول ثابت توسعه چند دقیقه ای صحبت کنم .

من توسعه را ابتداء ، اینگونه تعریف می کنم که توسعه قدرت و توانایی افراد کشور و ملت در بهینه سازی استفاده از نیروها و امکانات بالفعل و بالقوۀ مادی و انسانی و معنوی یک جامعه برای ایجاد جامعه ای برخوردار از آرامش و آسایش و هدفدار ! یا استفاده صحیح از نیروها و امکانات بالقوه و بالفعل مادی و معنوی در جامعه !  یا بهبود وضع زندگی ، مادی و معنوی برای متخلق شدن به اخلاق الهی.

 در توسعه ، سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ ، از یکدیگر قابل تفکیک نیست ، یعنی شما نمی توانید این سه مقوله را از هم تفکیک کنید و بصورت جدا جدا ، برای هرکدامیک برنامه توسعه بنویسید ، یا به زبان دیگر، توسعه ، مقوله ای کنش و واکنشی بین این سه مفهوم اقتصاد ، سیاست و فرهنگ است ! رابطه اقتصاد با فرهنگ و یا فرهنگ با سیاست ، رابطه ای تز و آنتی تز است ، رابطه ای ارگانیکی و غیر فیزیکی است به همین دلیل اعتقاد دارم که توسعه سیاسی ، مقدم بر توسعۀ اقتصادی نیست و یا توسعه فرهنگی مقدم بر توسعۀ اقتصادی و سیاسی نیست ، تقدم و تأخری بین این سه وجود ندارد ! این سه حوزه باید در کنش و واکنش متقابل با هم توسعه پیدا کنند :

1-- اشکال به دولت هاشمی ! 2- اشکال به دولت خاتمی ! 3- اشکال به دولت احمدی نژاد ! تجربه هم نشان داده است که هیچکدام جواب مناسبی ارائه نداده است  چون هر کدام به جهی از توسعه چسبیدندو دیدید که نشــــد !

چهـار تـا پیـش فرض :

تجربیات بشر نشان داده است که توسعه اولاً :یک مفهوم انسانی است ، یعنی شما اگر می خواهید توسعه داشته باشید ، باید روی انسان ها متمرکز شوید. ثانیـاً : این توسعه انسانی باید مرتبط با جامعه و در بستر جامعه اتفاق بیفتد ، یعنی توسعه افراد و انسانها ، نمی تواند بصورت مجرد و جدای از درون ظرف جامعه ، اتفاق بیفتد ، توسعه آحاد مردم وقتی توسعه است که در جامعه جاری و ساری باشد . شما نمی توانید من را بسته بندی کنید ، بفرستید در جایی خارج از جامعه ، آموزش بدهید ، برگردانید بهم بگوئیدتوسعه یافته !

ثالثـاً : توسعه تقریباً ، یک بسته  غیرقابل تفکیک در حوزه های سیاست ، اقتصاد و فرهنگ است . رابعـاً : تقریباً در همه عصرها و نسل ها و کشورها از اصول نسبتاً ثابتی برخوردار بوده است که هر کشوری اگر این اصول را رعایت بکند می تواند امیدوار باشد که در مسیر توسعه قرار می گیرد . این اصول نسبتاً ثابت و مثل اصول اخلاقی از کشوری به کشور دیگر فرق نمی کنند ، این اصول بد یا خوب نیستند ، این اصول از اجزای لاینفک تصمیم به توسعه است که این اصول عبارتند از :

1-   میزان توانایی و چگونگی بافت فکری و قدرت سازماندهی نخبگان و هیئت حاکمۀ آن جامعه :  بالاخره جامعه رهبران و تصمیم گیرانی دارد ، چه بخواهیم و چه نخواهیم ، طی هر مکانیسمی ، بخشی از جامعه طی مکانیسمی برای کل جامعه تصمیم می سازد و تصمیم می گیرد ! اگر رجال یک جامعه ، تصمیم گیران یک جامعه ، هیئت حاکمه یک جامعه تصمیم بگیرند که مسیر توسعه را طی کنند ، به طور طبیعی مراحل بعدی توسعه را طی می کنند :

      الف ) افکار هیئت حاکم و بافت فکری آنان

      ب  ) قدرت سازماندهی نخبگان جامعه .

      ج  ) اجماع نظر و اشتراک و ساعی نخبگان و هیئت حاکم.

2-   توجـه به علم و اصالت دادن به تخصص .

نهادی شدن علم در یک جامعه ، استدلال ، تحقیق ، بحث و گفتگو اندیشه ، تضارب افکار ، روحیه علمی را ببار می آورد . ما در دولت گذشته ، آثار و برکات بی توجهی به علم و تخصص را مزمزه کردیم ، کنار گذاشتن سازمان مدیریت و برنامه ریزی که برخواسته از روش علمی مسائل کشور بود را دیدیم ، عدم توجه به سند چشم انداز 20 ساله را که حاصل یک کار نسبتاً علمی و دانشگاهی بود را امروز آثارش را داریم می بینیم و . . .  

3-نـظــم :

نظم از مشقات علم گرایی در یک جامعه است ، جامعه علمی ، جامعه اندیشمند ، جامعه مجهز به ابزار علم و تولیدات علمی ، جامعه ای است مرتب و منظم ! شما در هیچ کجای دنیا هیچ پدیده ه ای را ، هیچ جامعه ای را هیچ سیستمی را سراغ ندارید که بدون نظم و ترتیب پیش برود ، نظام هستی بر نظم استوار است !  ما مسلمانان در هر جمعه در سراسر کشور ائمه جمعه در خطبه های نماز جمعه ، نظم در امور ، تدبیر در کارها را توصیه می کنیم و اصلاً یکی از مراحل تقوی را نظم تعریف میکنیم ، اما متأسفانه از بی نظم ترین و بی انضباط ترین مردم کشورهای در حال توسعه هستیم فرق بین 8 و 8 و یک دقیقه که هیچ  ! فرق بین شنبه و یکشنبه را هم بعضاً نمی دانیم ! بنابر این نظم یکی از اصول و پایه و شاخصه های توسعه در هر کشوری است ، رعایت ترتیب زمانی ، ترتیب عملی شما در هیچ کجای عالم ، هیچ پدیده ای را سراغ ندارید که بدون نظم و انضباط حاکم بر آن استوار مانده باشد نظم از مشتقات علم گرایی در یک پدیده است ، جامعه علمی ، جامعه اندیشمند ، جامعه مجهز به ابزار علم و تولیدات علمی ، جامعه ای است مرتب و منظم ! جامعه ای است که ترتیب و سلسله مراتبی و عدد و رقم در آن جاری و ساری است.

مثلاً شما از پشت میز دانشگاه آزاد رحمت آباد مستقیماً قاضی دادگاه کرج نمی شوید ! از شاگردی مغازه آژانس املاک مشهدی قنبر ، عضو شورای شهر 70 هزار نفری نمی شوید ، من نمی خواهم بگویم ، دانشجوی دانشگاه آزاد رحمت آباد نباید قاضی شود یا شاگرد آژانس املاک بـد است ، نه ! می خواهم بگویم ، سلسله مراتبی و ترتیب و پلکانی باید باشد ! تجربه و دود چراغ خوردن لازم دارد ، پختگی و علم و تبحر آگاهی می خواهد ! وقتی می گیم ف ، ، ایشون فرزادش را بخواند ! من خودم در سال 1359 ، دانشجوی رشته فیزیک مهندسی دانشگاه اصفهان بودم با 60 واحد درس پاس شده ! ؟

بی جهت و بی منطق و بدون علم و بدون نظم سازمانی و بی قاعده شدم ، دادیار دادسرای انقلاب ! خوب این معلومه که روش و عمل غیر توسعه ای است و تقصیر هیئت حاکم وقت و بی توجهی به عالم نظم است ، حالا شاید توجیهی باشد که شرایط خاص بوده است .

4-آرامـش اجتـماعـــی :

وقتی جامعۀ نخبگان و برنامه ریزان و هیئت حاکم تصمیم گرفت و مصمم شد که توسعه و پیشرفت بخواهد و هزینه های آن را بپردازد ، وقتی همه توجهات را از باری به هر جهت کار کردن به علم و نهادی شدن تخصص و مهارت علمی ، استدلال ، مطالعه ، تحقیق ، بحث ، گفتگوی علمی و کشف رابطۀ بین پدیده ها سوق داد، وقتی نظم ، محور حرکت جامعه شد و استاندارد بر تصمیم گیریها ، رفتارها و عملکردها ، حاکم شد و جامعه در چهارچوب های منظم قرار گرفت ، نیازمند فضایی آکنده از آرامش فردی و اجتماعی هستیم !

منظور از آرامش اجتماعی : اطمینان مردم از موقعیت خود در جامعه ، اطمینان از اینکه اگر کار کند ، حقوق می گیرد ! اگر بهش ظلم کنند ، ظلم را می ستانند، اطمینان از اینکه اگر در انتخابات شورا شرکت کرد رأیی را که آورده است می شمارند ، اطمینان از اینکه اگر بالاترین معدل و امتیاز را در امتحانات بورسیه بیاورد ، بورسیه بهش تعلق می گیرد ! اگر حقش را خوردنند ، می تواند حقش را در ساختار قضایی و قانونی کشور بازستاند ! می دانید وجود چنین فضایی ، خود تسهیل کننده و تعمیم دهنده علم گرایی ، استاندارد پذیری و نظم و ترتیب است . استــانداری سابق ،

 

5- حاکمیت نظـام قـانـونی در کشور :        1- مستقل . 2 – با ثبات .

آرامش اجتماعی ، برابر بودن افراد و مسئول بودن افراد یک جامعه در مقابل قانون ، در سایه وجود یک سیستم قانونی مستحکم ، با ثبات و مستقل است ! هنگامی که افراد احساس کنند و مطمئن باشند که با همت و استعداد و ابداع و نوآوری می توانند از امکانات جامعه به صورت عادلانه بهره برداری کنند و مهمترین و قدرتمندترین حامی و پشتوانه آنان در کسب امکانات و امتیازات و حقوق ، قانون است ، خدا وکیلی ، روحیه کار رقابت ، فعالیت ، مسئولیت پذیری ایجاد نمی شود ؟ ! اینها در توسعه جنبه بنیادی ندارد ؟ ! وقتی اینگونه شد جامعه به تلاش و طپش و تکان و حرکت می افتد تولیدات ، اعم از تولید فکری ، تولید سیاسی ، تولید فرهنگی ، تولید اقتصادی ، به سمت رقابت و کیفی شدن پیش می رود ! در یک نظام قانونی مستقل و با ثبات است که ایده ها ، ابداع ها ، نوآوری شکل می گیرد رقابت های سالم برای بهتر شدن ، بالاتر شدن ، بیشتر شدن شکل می گیرد و جامعه تحرک و پویا می شود ! وقتی هیئت حاکمه خواست ، علم محوری روحیه مردم شد ، نظم و انضباط و قالب های قانون معیار کارها شد و شما هم اطمینان از موفقیت خود در جامعه پیدا کردی رقابت تلاش آمیز نمی کنی ! در مسابقه ، زندگی و کار شرکت نمی کنی ! ؟

6- نـظـام آمـوزشـی :

گفتیم ، توسعه ، بهره برداری و بهینه سازی استفاده از نیروها و امکانات بالقوه و بالفعل مادی و معنوی و انسانی است ، پس توسعه « با شناختن » « روش » « ابداع » ارتباط دارد یا برای اینکه قدرت و توانایی بهره برداری و بهینه سازی از نیروها و امکانات را داشته باشیم باید خودمان را مجهز به ابزار شناخت ، روش و ابداع بکنیم ، فلـذا شناخت بهینه و عمیق تر امکانات و مشکلات ، طرح روش های نو و ابداعات علمی و صنعتی به یک سیستم آموزشی و پژوهشی پویا و مرتبط نیازمند است . نظام آموزشی معمولاً دو هدف را دنبال می کند :

اول : تربیت کادر تخصصی و علمی . دوم : نوآوری و ابداع .

منبع اصلی نوفکر کردن ، خلاق بودن ، نظام آموزشی کشور است ، فلذا یکی از منابع و هسته های مرکزی توسعه در هر کشوری ، نوع نظام آموزشی و برنامه های آموزشی است که با جامعه ارتباط دوطرفه داشته باشند و در آنها پدیدۀ نوآوری ، ابداع ، نظریه پردازی و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ، چه در ذهن و چه در عمل ، ارزش و اعتبار و اهمیت دارد ! سئوال کردن ، سئوال ساختن ، اذهان را بهم ریختن و از نو ساختن ، مطرح باشد ! اساتید و معلمین حرمت و اعتبار داشته باشند ، شکمشان سیر باشد ذهنشان درگیر علم و تحقیق و پژوهش باشد .

7-فـــرهنگ اقتصـادی :

یکی از مراکز ثقل توسعه ، کار و تولید است ،

کار و تولید توسط مردم انجام می شود ، جامعه ای که کار کردن در آن نهادی شده باشد و زحمت کشیدن در آن فرهنگ شده باشد و مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد . مطمئن باشید آن جامعه در مسیر توسعه است ، در جامعه ای که دلالی ، واسطه بازی پارتی پارتی بازی ، ارتباطات ناسالم اقتصادی ، رانت خواری ، عامل درآمد باشد آن جامعه ، در مسیر قهقرایی و سقوط است تا زمانی که من موکل ، وقتی پیش شمای وکیل آمدم ، شما بدون اینکه بپرسی ، پرونده ات کجاست ؟ ! طرفت کی هست ! قاضی است چه کسی ؟ ! فقط مدارک و مستنــداتم را دقت کردی و رفتی حقم واقعی ام را با زحمت واقعی و حق الوکاله واقعی گرفتی ، آن جامعه در مسیر توسعه است !

بنــابر این اعتقاد به کار و تولید ، دقت در کار ، تعهد بکار ، قانون پذیری ، عمل در حد اختیارات ، توجه به نظم و سازماندهی و قانع بودن به حق قانونی و شرعی و از این گونه مفاهیم نقش کلیدی در توسعه دارد که معمولاً تحت عنوان « فرهنگ اقتصادی » مورد بحث و بررسی قرار می گیرد ، در جوامع توسعه یافته ، کار کردن ، تولید کردن ، نهایت بهره برداری از زمان کار و امکانات ، از جمله ویزگیهای فرهنگی است که به صورت نهادی شده در خدمت اقتصاد و تولید قرار می گیرد!

کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به دکتر سید علی میرباقری می‌باشد.