بنام خدا
هیچ حرکتی بدون محرک ، در هیچ کجای عالم ، امکان وجود ندارد .درست است که آب رودخانه تحت جاذبه و بر اساس اختلاف سطح بدنبال دریا است اما واقعیت این است که قطره ها به عشق جوی ، بهم پیوسته اند و جویبارها ،با کشش رودخانه همدیگر را پیدا کرده اند و رودخانه ها برای پیوستن به دریا ، تاختن و در نوردیدن را آغاز کرده اند.
رودخانه ،تلاش می کند زنده بماند و برای اینکه بماند می غرد،می غلطد و همه چیز را در می نوردد تا به معشوق و هدف نهایی خود برسد!
زندگی یعنی تاختن و رفتن و در نوردیدن همه چیز تا به خدا رسیدن ، زندگی یعنی سرعت ،یعنی فریاد و غلیان و غرش ،زندگی یعنی تلاطم و جنگ و طپش و تکان !
در زندگی اگر سروصدا و جنب وجوش و حیات نباشد ،مثل رود آرام و ساکت است که گرچه میرود ! اما در گوشه و کنارش موش های صحرائی لانه میگیرند و خزه های هرز با مور و مگس جا می گزینند و زیر آب را لجن فرا می گیرد و روی آن را چرک و کثافت !
بالاخره زندگی ،زنده بودن نیست ،رمز زندگی شوق و نشاط و امید آخرین است.چون رود باید با اتصال به گذشته و آن را ،چراغ راه آینده قراردادن ، تاخت و رفت و خود را به اقیانوس بیکران هستی پیوند زد.
امید به آینده ،دل به فردا و فرداها بستن و به انتظار افق روشن ایستادن و سپیده دم را نظاره کردن ، راه موفق زنده بودن است.باید امید داشت که آینده روشن تر از گذشته است و فردا که می آید موفق تر از دیروز است.
ساعت 1 بامداد-جمعه ،منزل،تهران